جنبش‌‌‌‌‌‌های نوظهور معنوی‌‌ / نگرشی بر آراء و اندیشه‌‌های کریشنا مورتی

4180d33a119d90ad5085cf1a9dd7670f_L

آموزه‌‌های کریشنا مورتی و دیدگاه او درباره خداشناسی، انسان شناسی و کیهان شناخت، همگی در دایره ذهن (‌Mind‌‌) تعریف و تفسیر می‌شود. او در پاسخ سوال تعالیم شما چیست؟ می‌‌گوید: «از من می‌‌پرسید تعالیم من چیست؟ خودم هم نمی‌‌دانم.»

اندیشه‌‌ها و آموزه‌‌های کریشنامورتی

  1. شرطیت ذهن، بزرگ‌‌ترین رنج بشر

ذهن در دیدگاه کریشنامورتی وسعتی دارد به اندازه‌‌ی تمامیت فرآیند نفس آدمی، اندیشه، فکر، حافظه، دانش، احساس لذت، درد، تجربه، خاطره و به عبارت دیگر میان سلول‌های مغز به‌‌عنوان ابزار حیات و آگاهی هیچ تفاوتی نیست.

مغز ابزاری شگفت

او در مورد مغز می‌‌گوید: مغز ابزاری شگفت‌‌انگیز وحساس است که پیوسته درحال دریافت اثراتی است که از بیرون بر آن وارد می‌شود و همواره می‌کوشد تا آن اثرات را تعبیر و تفسیر کند و محصول این بررسی را به جریان فکر تبدیل کرده و در انبار حافظه ذخیره کند. به این ترتیب مغز و تولیدات آن زمان‌‌مند هستند.

ذهن، خاستگاه شرطیت

در نگاه کریشنا مورتی ذهن بشر، گرفتار دو چرخه است. نخست چرخه زمان، دانش، اندیشه و کنش که این خود چرخه دوم را به دنبال دارد که عبارت است از فکر، تجربه، خاطره، لذت، اندوه، درد و واکنش‌‌های دیگر. مورتی معتقد است که فکر واکنش حافظه است و نتیجه خاطرات ماست؛ فکر حائلی است میان انسان و حقیقت، فکر از کلمات ساخته شده و این واکنش طبعاً براساس خاطره است. از نظر وی فکر  محدود به کلمات است و برده کلمات است. وی بر این عقیده است که فکر کلاه‌‌برداری بیش نیست.

محتوای فکر

او معتقد است که از بطن فکر آدمی دو پدیده‌ی ترس و لذت زاییده می‌شود. فکر به جهت مبتنی بودن بر حافظه عامل پدیدار ترس و لذت به شمار می‌رود که خود موالید بسیاری مثل اندوه، درد، دانستگی، خواسته‌‌ها و نیازها، عشق و محبت و … دارد.

عوامل شرطیت زای ذهن

کریشنامورتی به‌‌طورکلی معتقد بود که نظام‌‌های تعلیم و تربیت، فرهنگ، ایدئولوژی، کتب مقدس، اعتقاد و باور به یک دین و مذهب خاص و حتی تعلق به سرزمین و خاک و وطن، انسان را در طول تاریخ، آلوده به شرطیت ساخته است.

یک) مذهب یا پروپاگاند: او مذهب را پروپاگاند (یک بزرگ‌‌نمایی دروغین) می‌‌نامد که به صورت یک تشکیلات بوروکراتیک معنویت یا روحانیت جلوه‌‌گر شده است و مذهب را به‌طورکلی به‌‌عنوان یک تشکیلات سازمانی، متعصبانه و بی‌‌ارتباط با واقعیات بیان‌ می‌‌‌کند.

دو) نظام‌های تعلیم و تربیت: تنها زمانی تعلیم و تربیت مفید خواهد بود که معلم خود را درک کرده باشد، از شرطی بودن، از اسیر بودن در دایره ذهن خود رها شده باشد و سپس به یاری دانش‌‌آموز بشتابد.

سه) ملیت: ملی‌‌گرایی سم مهلکی است که انسان‌‌ها و جوامع را به هلاکت و تباهی می‌‌کشاند و سم نژادپرستی، قبیله پرستی و فرقه پرستی نیز دارد هرچه بیشتر در سراسر عالم گسترش می‌‌یابد و این جریان انسان را به خصومت در مقابل انسان قرار می‌دهد. جریان وطن‌‌پرستی، نژادپرستی و فرقه‌‌پرستی به‌‌صورت ابزاری زیرکانه و موجه درآمده است در دست استثمارگران.

چهار) قداست: کریشنا مورتی با هرگونه قداست مخالف است. از نظر او تمام اموری که مقدسند ساخته ذهن شرطی انسان‌‌اند و قداست‌‌های ساختگی هیچ‌‌گونه ارزش ندارد و معتقد است امور مقدسی که معمولاً در مذاهب وجود دارند ساختگی و فاقد ستایش‌‌اند.

دریافت حقیقت

کریشنامورتی بر این باور است که اگر انسان از ذهن شرطی فارغ شود می‌‌تواند به دریافت حقیقت نائل آید. او معتقد است شرطیت ذهن را اسیر خود می‌‌کند و نسلی که با ذهن شرطی تربیت گردد مبتلا به پریشانی‌‌ها، خشونت‌‌ها و ترس‌‌ها خواهد شد. تنها راه رهایی، بینش درست و شناخت است.

  1. مدیتیشن و درون

او معتقد است رهایی از رنج گریبان‌‌گیر بشر که همانا داشتن ذهن شرطی و عمل بر اساس آن می‌باشد، تنها از راه مدیتیشن امکان‌پذیر است هم‌‌چنین از آنجا که احساس آرامش و درک کامل و همه جانبه آن برای نیل به سکوت درون و ذهن و دریافت حقیقت امری حیاتی است،کریشنا مورتی، مهم‌‌ترین راه‌‌های برون‌‌رفت از چالش‌‌های ذهنی و شرطیت موجود در ذهن آدمی را مدیتیشن می‌‌داند. این شیوه در دیدگاه وی از اهمیت فوق‌العاده‌ای برخوردار است و اختصاصاتی منحصر به خود دارد.[۱]

  1. ذهن مدیتیتیو یا ذهن مذهبی

با آنکه کریشنامورتی اعتقاد به معنای عام و خاص آن را امری بسیار غیرضروری می‌‌داند و هرگونه آرمان‌‌گرایی اعتقادی را موجب تلف شدن انرژی انسان برای درک و کشف واقعیات زندگی برمی‌شمرد و نیز هیچ یک از ادیان و مذاهب را راهنما و راه‌‌گشای بشر برای نیل به حقیقت نمی‌‌داند، تئوری جالبی را برای توضیح ذهنِ مراقبه‌‌کننده مطرح می‌‌کند. او ذهن مذهبی را ذهن مراقبه‌‌کننده می‌‌داند.



منبع: کتاب جنبش های نوظهور معنوی ۲ | نگرشی بر آراء و اندیشه های کریشنامورتی

[۱] . نگرشی بر آرا و اندیشه‌‌های کریشنا مورتی؛ ص۱۱۲ .