علائم ظهور ۱

98ec0092d694f3f780e032d45228a0f5_L

بحث بر «علائم الظهور» در گذشته و متأخرین بدین صورت مطرح نبوده است بلکه با عبارات دیگری عنوان می‌شده، کلمه‌ی ظهور به معنای آشکار و آشکار شدن شیء مخفی را می‌باشد، در اصطلاح علمای متأخر شیعه، ظهور به مهم ترین واقعه در آینده که همان ظاهر شدن امام غائب یعنی حضرت امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف باشد،اطلاق شده است، پس نمی‌توان انتظار داشت که در قرآن یا متون حدیثی، اثری از ترکیب «علائم الظهور» یافت زیرا در فرهنگ مراکز علمی مسلمانان به خصوص حوزه‌های علمیه شیعه، برای کتاب هایی که درباره وقایع و حوادث آینده و مسائل مربوط با مهدویت سخن می‌گفتند، از اصطلاحاتی چون «الملاحم»،«الفتن»،«الغیبه» و … استفاده می‌کردند.

وقایع و حوادث فراوانی تا ظهور قائم آل محمد به وقوع می‌پیوندند که در تعبیری عام به علائم الظهور شهرت دارند. این علائم دارای صورت‌ها و انواع مختلف‌اند، مانند خاصه و عامه، حتمیه و معلقه، بعیده و قریبه، مطلقه و مشروطه، واقعه و غیر واقعه. هم‌چنین می‌توان این علامت‌ها را به صورت دیگری نیز تقسیم کرد. برای مثال برخی از علائم متصل هستند و برخی منفصل، برخی طبیعی اند و برخی اجتماعی و … . اما در روایات مهم ترین تقسیم حوادث قبل از ظهور، تقسیم حوادث محتوم و غیر محتوم است، یعنی وقایع دوگونه‌اند:حتمی الوقوع و غیر حتمی. این تقسیم نخستین بار در روایتی از امام باقر علیه السلام به چشم می‌خورد. فضیل بن یسار از امام باقر علیه السلام روایت کرده است: “از میان کارها اموری موقوف هستند و اموری حتمی ،و سفیانی از جمله امور حتمی است که چاره‌ای از آن نیست.” از امام صادق علیه السلام نیز نقل شده است: پاره‌ای از کارها حتمی است و پاره ای غیر حتمی و از جمله اموری که حتما واقع می‌شود، خروج سفیانی در رجب است.” بنابر احادیث مذکور، وقایع قبل از ظهور قائم آل محمد عجل الله تعالی فرجه الشریف حتما واقع خواهند شد و چاره‌ای جز آن نیست. به همین دلیل وقتی راوی از امام باقر علیه السلام معنای محتوم را می‌پرسد، امام می‌فرماید: «الذی لایکون غیره: چیزی که غیر از آن نمی‌شود.» اما این نکته هم لازم است ذکر شود که این حتمی بودن به معنای موجب شدن خداوند و مجبور بودن ذات اقدس الهی نیست. چنان که وقتی جهود می‌گفتند:«یدالله مغلوله»،دستان خداوند بسته است، خداوند در جواب آنها فرمود: “بسبب آنچه گفتند لعنت شدند، بلکه دستان خداوند باز است و هرگونه بخواهد می‌بخشد.” بنابراین هیچ چیز نمی‌تواند باعث موجب شدن خدا شود. به همین دلیل ، وقتی راوی هنگام سخن از محتوم بودن خروج سفیانی از امام جواد علیه السلام می‌پرسد: “آیا برای خدا در امور حتمی بدائی پدید می‌آید؟ حضرت فرمود: آری،…” از این رو،حوادث در مقایسه با هم‌دیگر حتمی یا غیرحتمی هستند، ولی در مقایسه با مشیت الهی هیچ چیز باعث مغلول الیه شدن ذات مقدس و موجب شدن واجب الوجود نمی‌شود. در هر صورت، اصل وجود وقایع و علائم الظهور حتمی و محتوم، مورد اختلاف نیست بلکه در تعداد آنها اختلاف وجود دارد. برخی از احادیث تنها یک مورد را شمرده‌اند و برخی دیگر سه مورد را شمرده‌اند. برخی نیز چهارمورد را نام برده‌اند. در یک روایت نیز علامت‌ها، پنج مورد ذکر شده‌اند که چون مصادیق آنها با هم فرق می‌کند، تعداد آنها مجموعا به نه مورد می‌رسد که عبارتند از: خروج سفیانی، قتل نفس زکیه، ندای آسمانی، خسف بیداء ، طلوع خورشید از مغرب، اختلاف میان اولاد عباس، خروج یمانی، ظهور دستی در آسمان و خروج قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف. از میان این وقایع، پنج مورد در یک حدیث علامت‌های حتمی ذکر شده‌اند. عمربن حنظله از امام صادق علیه السلام نقل می‌کند: “پنج چیز قبل از قیام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف از علامت‌هاست: صیحه، سفیانی، خسف بیداء،(فرو رفتن زمین در منطقه بیداء)، خروج یمانی، کشته شدن نفس زکیه.” ما چه علامت‌های محتوم را پنج مورد بدانیم و چه نه مورد، این علائم به دو نوع تقسیم می‌شوند: نوع اول مربوط به افراد می‌شود و امور جزئیه شخصیه هستند. نشانه‌هایی چون خروج سفیانی و یمانی و یا کشته شدن نفس زکیه. نوع دوم از سنخ حوادث خارق العاده است و با این که اموری جزئی هستند، از حیطه اختیار و انتخاب انسان خارج اند و انسان توان دخالت در آنها را ندارند، مانند صیحه آسمانی و فرو رفتن زمین در منطقه بیداء که هر دو اموری خارق العاده به شمار می‌آیند.

برخی از وقایع جزو نشانه‌های ظهور امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف شمرده شده‌اند و یا گفته شده است که این وقایع قبل از قیام قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف واقع خواهند شد، اما وقوع آنها قطعی و حتمی نیست و امکان دارد تغییر پذیرفته و یا اصلا واقع نشوند. به همین دلیل در اخبار و احادیث از آن به موقوف تعبیر شده است. تعداد این حوادث متغیر و متعدد است و در منابع به صورت‌های گوناگون یافت می‌شوند. لکن مهم‌تر از دانستن تعداد آنها، تقسیم و تعیین نوع این وقایع است. بنا بر روایات رسیده می‌توانیم این وقایع را به اقسام زیر تقسیم کنیم:

الف) وقایع و حوادث اجتماعی و اقتصادی مانند کمی اموال ، گرسنگی ، ترسی که همه‌ی اهل عراق را فرا می‌گیرد، فراوانی بازرگانان و اندک شدن سودها و رواج یافتن ربا.

ب) وقایع سیاسی مانند فرود آمدن ترکان در جزیره و رومیان در رمله، آمدن پرچم های سیاه از سمت خراسان، مطلق العنان شدن اعراب، و اختلاف سه پرچم در شام و از این قبیل.

ج) وقایع و بلایای طبیعی مانند وقوع زلزله ها، گرفتن خورشید در نیمه‌ی ماه و گرفتن ماه در آخر ماه، طغیان رود فرات و … .

د) وقایع و حوادث دینی و مذهبی، مانند ظهورشصت نفر که به دروغ ادعای پیغمبری می‌کنند،ادعای امامت دوازده نفر از نژاد ابوطالب، چند دستگی در دین و مانند اینها.

ه‍) ظهور افراد خاص مانند سید خراسانی، حسنی، مغربی و دیگران.

این علامتها و نشانه ها نیز خود بر دو گونه اند، گونه اول وقایعی اند که اراده و اختیار انسان در شکل گیری آن تاثیری ندارد و امور جزئیه خارق العاده که از عملکرد انسان و جوامع انسانی خارج است که این دسته را علائم الظهور غیبی می‌نامیم بسبب خارج بودن پیش بینی آنها چون برخلاف عادت های طبیعی است و هم چنین ربطی به سنت های تاریخی ندارد و ممکن نیست تنها با علم غیب می‌توان آنها را پیشگویی کرد. اما گونه‌ی دوم حوادث را علائم الظهور سننی می‌نامیم زیرا که فعل و اراده‌ی انسان در آن نقش دارد و نتیجه‌ی سنت‌های تاریخی هستند، به همین دلیل با تکیه بر همین سنتها قابل پیش بینی هستند.

در نوشتار بعد به توضیح و تبیین این موارد و ادامه‌ی مباحث علائم ظهور خواهیم پرداخت انشاء الله.