بررسی موعود گرایی در ادیان مختلف (۲)

e3823fe2e02931eee83f491ba1ee32af_L

در یادداشت قبل به بررسی موعود گرائی در ادیان مختلف پرداختیم در این یادداشت هم به بررسی این امر در آئین یهود و مسیحیت میپردازیم ولی آنچه مسلم است از دیرباز و با تمام فراز و نشیب های ادیان مختلف؛ موعود گرائی و اعتقاد به ظهور منجی امری ثابت در تمام ادیان بوده است.

موعود در آیین یهود :

موعود در آیین یهود ماشیح نام دارد که به معنای مسح خداوند شده می باشد و در توصیف او آمده است : پادشاهی دیندار و عادل ، از نسل داوود و فرمانروای همه ی عالم . به اعتقاد یهودیان ماشیح نه یک فرشته و نه یک موجود ماورائی است بلکه انسانی است که مامور شده تا بشریت را نجات دهد اما در این آیین نگاهی انحصار طلبانه وجود دارد و یهودیان بر این باور هستند که ماشیح از طرف خدا مامور شده است تا قوم یهود را به اعتلا و سروری برساند . در ضمن در آیین یهود هست که در زمان ماشیح غیر یهود حق ورود به این آیین را نخواهد داشت . دنیایی که پیش از ظهور ماشیح توصیف می شود دنیا مملو از پلیدی ها و زشتی هاست که هیچ راهی برای نجات بشریت از آن وجود ندارد و زمانیکه ماشیح ظهور می کند یک صلح و آرامش سراسری تمام دنیا را در بر می گیرد و دیگر هیچ جنگی در نمی گیرد ، هرچند که یهود معتقد است که ماشیح نجات بخش قوم یهود خواهد بود اما می بینیم که در متون قدیمی از یک صلح و آرامش سراسری سخن گفته می شود .

به دنبال اعلام پیامبری مسیح میان, یهودیان این تفکر در گرفت که شاید او همان ماشیح باشد که یکی از نقاط اختلاف میان مسیحیان و یهودیان نیز همین امر است که مسیحیان قوم یهود را به بی منجی بودن متهم می کنند .

موعودگرایی در دین مسیحیّت:

می‌دانید که کتب مقدّس مسیحیان به دو قسم تقسیم می‌شود:

«عهد عتیق» که مجموعه‌ کتب دینی باقی‌مانده از قبل از آمدن مسیح است که از ۲۴ کتاب تشکیل شده است و «عهد جدید» که نوشته‌های اوّلین مسیحیان است که به زندگی و عمل حضرت مسیح می‌پردازد. که سه روایت گوناگون از زندگانی و سیره‌ی مسیح, اناجیل سه‌گانه را تشکیل می‌دهد و ضمیمه‌ی این اناجیل رسائل و نامه‌های «پولِس» به افراد و جمعیّت‌های مختلف و مجموعه‌ای از پیش‌گویی‌ها و تفسیر تاریخ است که به «مکاشفه‌ی یوحنّا» مشهور است. مجموعه‌ی عهد عتیق و عهد جدید سلسله پیام‌های وحیانیِ مستمر خداوند در نظر مسیحیان تلقّی می‌شود و قانون شریعت و میزان و مقیاس آموزش جامعه‌ی مسیحی می‌باشد. در کتب مقدّس مسیحیان چه عهد عتیق و چه عهد جدید اشارات بسیار گسترده‌ای به ظهور مصلح و آمدن منجی شده است. از جمله در عهد عتیق، در زبور داوود، که با عنوان مزامیر مشهور است، مَزمور سیزدهم بندهای ۹، ۱۲، ۱۷، ۱۸ .در یکی از این بندها آمده است: «زیرا شریران از بین خواهند رفت امّا توکّل کنندگان به خداوند وارث زمین خواهند شد، هان بعد از اندک زمانی شریری نخواهد بود هر اندازه او را بجویی ناپیدا خواهد بود و امّا صابران وارث زمین خواهند شد زیرا بازوان افراد شریر شکسته خواهد شد، خداوند صالحان را تأیید می‌کند، خداوند روزهای کاملان را می‌داند و برای همیشه زمین میراث آن‌ها خواهد بود.» و بالاخره ۲۵ بخش مزامیر از مزمارهای ۱۵۰ گانه به نوید مصلح اختصاص دارد. در انجیل متا، فصل ۲۴ ام، بندهای ۲۷ ام، ۳۰ ام، ۳۵ ام، ۳۷ ام، ۴۵ ام و در انجیل لوقا باب ۱۲ ام این عبارت را می‌بینید: «کمرهای خود را بسته، چراغ‌های خود را افروخته بدارید و مانند کسانی باشید که انتظار آقای خود را می‌کشند که چه وقت از عروسی برمی‌گردد تا هر وقت بیاید و در را بکوبد بی‌درنگ برایش باز کنند. خوشا به حال غلامانی که آقای ایشان چون آید ایشان را بیدار یابد پس شما نیز آماده باشید زیرا در زمانی که گمان نمی‌برید پسر انسان می‌آید». جالب توجّه این است که مقصود از «پسر انسان» در تفاسیر معروف الهیّات مسیحی، حضرت مسیح است امّا «مستر هاکسِ» آمریکایی در قاموس کتاب مقدّس تحقیقی دارد. او می‌گوید: «این عبارت ۸۰ بار در انجیل و سایر کتب مقدّس آمده است که فقط ۳۰ مورد آن با حضرت عیسی مطابقت دارد و ۵۰ مورد دیگر از نجات‌دهنده‌ای سخن می‌گوید که در آخرُ‌الزمان ظهور می‌کند و حضرت عیسی نیز با او خواهد آمد و به او جلال و عظمتی خواهد بخشید».

و حال می توان مشاهده کرد که در ادیانی که حتی در طول تاریخ دچار تحریفات گوناگونی شده اند و کار به جایی رسیده که نیاز به آمدن پیامبر جدیدی را از سوی رب العالمین پذیرا بوده اند تا دوباره مفاهیم اصیل را مطرح کند ، با این وجود اصل وجود منجی یک امر دست نخورده باقی مانده است و در تمام این دوران مردمان با وجود همه کم و     کاستی هایشان, به سبب ایمانی که  به یک آیین تحریف شده داشته اند اما در امر انتظار برای ظهور منجی ، در امید به روزگار رهایی از تمام زشتی ها و پلیدی هایی که فطرت پاک تمام انسان ها آنها را می یابد مومن بوده اند ، مومنانی که شاید کیفیت فعلی نداشته اند اما روح انتظار در آنان همواره در سخت ترین تنگناهای زندگی توانسته است پایداری را برایشان به همراه داشته باشد .

حال که در میان ادیانی که اطلاعات چندانی از منجی خود ندارند و نوشته هایی که پیرامون آن منجی وجود دارد خیلی دور از واقعیت به نظر می رسد این چنین پایداری را برایشان به همراه داشته است پس برای ما مثل روز باید روشن باشد که آینده ای روشن به پهنای تمام زمین و به استواری تمام کوه ها و جوشندگی تمام رود های خروشان در انتظارمان است و بیش از ما ، آن پسر فاطمه است که انتظار آن روز را می کشد تا مردانی از جنس پاکی و پولادین اراده پای در رکابش کنند و او بلند آواز انا المهدی سر دهد تا روزگار رهایی فرا رسد .

پس گوش به فرمان راهی هستیم که ما را به او برساند  .