نگاهی تحلیلی راه بردی به نهج البلاغه/حکمت۳۷تا۴۰

a7ac92c0202d08b485ecb09c07ac6372_L

در سر راه صفّین دهقانان شهر انبار تا امام را دیدند پیاده شده، و پیشاپیش آن حضرت مى‏دویدند. فرمود چرا چنین مى‏کنید گفتند عادتى است که پادشاهان خود را احترام مى‏کردیم، امام فرمود: به خدا سوگند که امیران شما از این کار سودى نبردند، و شما در دنیا با آن خود را به زحمت مى‏افکنید….

حکمت ۳۷
وَ قَدْ لَقِیَهُ عِنْدَ مَسِیرِهِ إِلَى الشَّامِ دَهَاقِینُ الْأَنْبَارِ- فَتَرَجَّلُوا لَهُ وَ اشْتَدُّوا بَیْنَ یَدَیْهِ- فَقَالَ مَا هَذَا الَّذِی صَنَعْتُمُوهُ فَقَالُوا خُلُقٌ مِنَّا نُعَظِّمُ بِهِ أُمَرَاءَنَا- فَقَالَ وَ اللَّهِ مَا یَنْتَفِعُ بِهَذَا أُمَرَاؤُکُمْ- وَ إِنَّکُمْ لَتَشُقُّونَ عَلَى أَنْفُسِکُمْ فِی دُنْیَاکُمْ- وَ تَشْقَوْنَ بِهِ فِی آخِرَتِکُمْ- وَ مَا أَخْسَرَ الْمَشَقَّهَ وَرَاءَهَا الْعِقَابُ- وَ أَرْبَحَ الدَّعَهَ مَعَهَا الْأَمَانُ مِنَ النَّارِ.
(در سر راه صفّین دهقانان شهر انبار تا امام را دیدند پیاده شده، و پیشاپیش آن حضرت مى‏دویدند. فرمود چرا چنین مى‏کنید گفتند عادتى است که پادشاهان خود را احترام مى‏کردیم،) امام فرمود: به خدا سوگند که امیران شما از این کار سودى نبردند، و شما در دنیا با آن خود را به زحمت مى‏افکنید، و در آخرت دچار رنج و زحمت مى‏گردید، و چه زیانبار است رنجى که عذاب در پى آن باشد، و چه سودمند است آسایشى که با آن، امان از آتش جهنّم باشد.
۱٫ دوری از امور و کارهایی که موجب خفت و خواری می شود.
۲٫ توجه به بعد اخروی اعمال و رفتار

حکمت ۳۸
قَالَ ع لِابْنِهِ الْحَسَنِ ع- یَا بُنَیَّ احْفَظْ عَنِّی أَرْبَعاً وَ أَرْبَعاً- لَا یَضُرُّکَ مَا عَمِلْتَ مَعَهُنَّ- إِنَّ أَغْنَى الْغِنَى الْعَقْلُ وَ أَکْبَرَ الْفَقْرِ الْحُمْقُ- وَ أَوْحَشَ الْوَحْشَهِ الْعُجْبُ وَ أَکْرَمَ الْحَسَبِ حُسْنُ الْخُلُقِ- یَا بُنَیَّ إِیَّاکَ وَ مُصَادَقَهَ الْأَحْمَقِ- فَإِنَّهُ یُرِیدُ أَنْ یَنْفَعَکَ فَیَضُرَّکَ- وَ إِیَّاکَ وَ مُصَادَقَهَ الْبَخِیلِ- فَإِنَّهُ یَقْعُدُ عَنْکَ أَحْوَجَ مَا تَکُونُ إِلَیْهِ- وَ إِیَّاکَ وَ مُصَادَقَهَ الْفَاجِرِ فَإِنَّهُ یَبِیعُکَ بِالتَّافِهِ- وَ إِیَّاکَ وَ مُصَادَقَهَ الْکَذَّابِ- فَإِنَّهُ کَالسَّرَابِ یُقَرِّبُ عَلَیْکَ الْبَعِیدَ وَ یُبَعِّدُ عَلَیْکَ الْقَرِیبَ
به فرزندش امام حسن علیه السّلام فرمود: پسرم چهار چیز از من یاد گیر (در خوبى‏ها)، و چهار چیز به خاطر بسپار (هشدارها)، که تا به آنها عمل مى‏کنى زیان نبینى:
الف- خوبى‏ها
۱- همانا ارزشمندترین بى‏نیازى عقل است، ۲- و بزرگ‏ترین فقر بى‏خردى است، ۳- و ترسناک‏ترین تنهایى خودپسندى است. ۴- و گرامى‏ترین ارزش خانوادگى، اخلاق نیکوست.
ب- هشدارها
۱- پسرم از دوستى با احمق بپرهیز، چرا که مى‏خواهد به تو نفعى رساند امّا دچار زیانت مى‏کند. ۲- از دوستى با بخیل بپرهیز، زیرا آنچه را که سخت به آن نیاز دارى از تو دریغ مى‏دارد. ۳- و از دوستى با بدکار بپرهیز، که با اندک بهایى تو را مى‏فروشد. ۴- و از دوستى با دروغگو بپرهیز، که او به سراب ماند: دور را به تو نزدیک، و نزدیک را دورمى‏ نمایاند.

 

حکمت ۳۹

لَا قُرْبَهَ بِالنَّوَافِلِ إِذَا أَضَرَّتْ بِالْفَرَائِضِ

  1. تشخیص مسائل اصلی از فرعی
  2. توجه به موارد با اولویت بالا
  3. پرهیز از پرداختن به امور فرعی

حکمت ۴۰

لسَانُ الْعَاقِلِ وَرَاءَ قَلْبِهِ وَ قَلْبُ الْأَحْمَقِ وَرَاءَ لِسَانِهِ

زبان عاقل در پشت قلب اوست، و قلب احمق در پشت زبانش قرار دارد. (این از سخنان ارزشمند و شگفتى آور است، که عاقل زبانش را بدون مشورت و فکر و سنجش رها نمى‏سازد، امّا احمق هر چه بر زبانش آید مى‏گوید بدون فکر و دقّت، پس زبان عاقل از قلب او و قلب احمق از زبان او فرمان مى‏گیرد).

  1. راه‌های شناخت عاقل و احمق از یکدیگر
  2. توجه به جایگاه زبان
  3. توجه به تقدم و تاخر فکر و گفتار