توضیحی درباره سوره‌ی مبارکه‌ی احزاب

b7c3b7a4bb8bc266a517106bd9599927_L

سوره‌ی مبارکه‌ی احزاب، سوره‌ای است مدنی که پس از هجرت نبی مکرم اسلام و تشکیل حکومت اسلامی در مدینه نازل شده‌است. با این توضیح محتوای سوره را احکام دینی و مواعظ و اخلاقیات کاربردی تشکیل می‌دهد. علامه‌ی طباطبایی در این زمینه می‌فرمایند:«این سوره مشتمل است بر معارف، احکام، قصص، عبرتها و مواعظى چند؛ و از آن جمله مشتمل است بر داستان جنگ خندق و اشاره‌اى هم به داستان یهودیان بنى قریظه دارد و سیاق آیات آن شهادت مى‌دهد به اینکه از سوره‌هایى است که در مدینه نازل شده‌است.»

یا ایها الذین آمنوا اتقوا الله و قولوا قولا سدیدا *یصلح لکم اعمالکم و یغفر لکم ذنوبکم و من یطع الله و رسوله فقد فاز فوزا عظیما

سوره‌ی مبارکه‌ی احزاب، سوره‌ای است مدنی که پس از هجرت نبی مکرم اسلام و تشکیل حکومت اسلامی در مدینه نازل شده‌است. با این توضیح محتوای سوره را احکام دینی و مواعظ و اخلاقیات کاربردی تشکیل می‌دهد. علامه‌ی طباطبایی در این زمینه می‌فرمایند:«این سوره مشتمل است بر معارف، احکام، قصص، عبرتها و مواعظى چند؛ و از آن جمله مشتمل است بر داستان جنگ خندق و اشاره‌اى هم به داستان یهودیان بنى قریظه دارد و سیاق آیات آن شهادت مى‌دهد به اینکه از سوره‌هایى است که در مدینه نازل شده‌است.» این سوره وظیفه‌ی دینی و عبادی تقوا را در رابطه‌ی با پیامبر و مومنین بیان می‌کند. و بیان می‌دارد تقوا وظیفه‌ای همگانی است و حتی شخص پیامبر هم موظف به انجام تقواست. به طوری که در آیه‌ی اول این سوره، خداوند پیامبر را امر به تقوا می‌کند:«یا ایها النبى اتق الله و لا تطع الکافرین و المنافقین ان الله کان علیما حکیما». در آیه مورد بحث نیز خداوند مومنان را تشویق به تقوا می‌کند و مصداق آن را به مومنان نشان می‌دهد. در ادامه خداوند بیان می‌کند در ازای این تقوا چه چیزی را به آنها می‌دهد.

تقوا

مهم‌ترین توصیه‌ی اخلاقی و عملی خداوند به مومنان، توصیه‌ی به تقواست که در قران و روایات به وفور قابل مشاهده است. کلمه‌ی تقوا هم به صورت فعل ماضی، هم مضارع، هم امر و هم به صورت اسم، استعمال شده‌است. وجوه متعددی را در معنای تقوا برشمرده‌اند. معنای رایج تقوا -که در کتاب‌های ترجمه نیز اینگونه است- ترسیدن است. این معنا، معنای صحیحی نیست. چرا که اصل معنای این کلمه در ادبیات عرب نگه داشتن و صیانت است. شهید مطهری می‌فرمایند:«این کلمه از ماده وقی است که به معنای حفظ و صیانت و نگه‌داری است…ولی تا کنون دیده نشده که در ترجمه‌های فارسی این کلمه را به صورت حفظ و نگه‌داری ترجمه کنند. در ترجمه‌های فارسی اگر این کلمه به صورت اسمی استعمال شود مثل خود کلمه تقوا یا متقین، به پرهیزکاری ترجمه می‌شود…و اگر به صورت فعلی استعمال شود، خصوصا اگر فعل امر باشد و متعلقش ذکر شود، به معنای خوف و ترس ترجمه می‌شود.» در معنای فعلی این کلمه، از آنجا که لازمه‌ی صیانت خود از چیزی، پرهیز و یا ترسیدن از آن است، این معنا استفاده می‌شود. مانند آیه‌ی: و اتقوا النار؛ چون لازمه صیانت از آتش جهنم، پرهیز و ترسیدن از آن است. پس معنای ترسیدن که معنای رایج این کلمه است به دلالت التزامی استعمال می‌شود در حالیکه معنای اصلی کلمه‌ی تقوا، نگه‌داری و صیانت است: قوا انفسکم و اهلیکم… یعنی خودتان و خانواده‌یتان را نگه دارید.

بیان آیات

یا ایها الذین آمنوا اتقوا الله و قولوا قولا سدیدا: در این آیه خداوند مومنان را به انجام تقوای الهی دعوت می‌کند. معنای کاربردی تقوا در قرآن آن است که مومنان از هر کاری که موجبات ناخشنودی و نارضایتی خداوند را فراهم می‌کند، پرهیز کنند. این پرهیز در همه‌ی ابعاد زندگی جاری است. از موضع‌گیری‌ها و رفتار‌های اجتماعی گرفته تا رفتار‌ها و اخلاق‌های فردی؛ هم‌چنین این وظیفه‌ی دینی، هم شامل حال مومنان می‌شود و هم شامل حال شخص پیامبر. کمااینکه در آیه اول از سوره احزاب خداوند پیامبر را به تقوا امر می‌کند: «یا ایها النبى اتق الله و لا تطع الکافرین و المنافقین ان الله کان علیما حکیما». سابقا گفته‌شد که امر خداوند نسبت به پیامبر دلالت بر وجوب می‌کند. یعنی شخص پیامبر موظف به انجام آن است و اگر در فرض محال پیامبر از این امر تمرد کند، با عقوبت الهی همراه خواهد بود. لذا برای دنبال کردن ویژگی‌های اخلاقی و عملی و سیره‌ی پیامبر در قرآن بایستی امر‌هایی که خداوند به پیامبر می‌کند را دنبال کرد. اما امر خداوند نسبت به مومنان گاه دلیل بر وجوب و گاه دلیل بر ارشاد و یا توصیه‌ای اخلاقی است. پیدا کردن موردی(به این معنا که کدام امر دلالت بر وجوب و کدام امر دلالت بر توصیه و ارشاد دارد) بر عهده‌ی فن فقه و اصول است. خداوند مومنان را امر به تقوا می‌کند: یا ایها الذین آمنوا اتقوا الله و در ادامه به بیان یکی از مصادیق تقوا در رفتار مومنان می‌پردازد: و قولوا قولا سدیدا. کما اینکه در آیه اول این سوره در رابطه با پیامبر نیز این روند قابل مشاهده است. خداوند پیامبر را به تقوا امر می‌کند: یا ایها النبى اتق الله و در ادامه مصداقی از این تقوا را مطرح می‌کند: و لا تطع الکافرین و المنافقین ان الله کان علیما حکیما؛ و از آنجا که پیامبر، امام و الگوی عملی جامعه است، مومنین موظف به الگو‌گیری از رفتار وی هستند. لذا مومنین نیز نبایستی از کافران تبعیت و پیروی کنند. ممکن است پرسیده شود قول سدید خود جز تقواست و لازم نبود آن جداگانه مطرح شود. در جواب باید گفت این نوع از بیان ذکر خاص بعد از عام است که بیانگر اهمیت موضوع است. هم‌چنان که تبعیت نکردن از کافران و منافقان نیز همین وضعیت را دارد. اگر به سیاق آیات قبل نگاه کنیم، متوجه می‌شویم این آیه پس از بیان اوضاع و مکالمه جهنمیان در روز قیامت و در جهنم مطرح می‌شود. خداوند پس از بیان آیات مربوط به قیامت مومنین را دعوت به تقوا می‌کند تا این تقوا آنان را از آتش جهنم برهاند. و نیز به صورت خاص‌تری مسئله قول سدید را مطرح می‌دارد به گونه‌ای که گویا منظور خداوند این است: ای مومنان تقوا پیشه کنید تا از آتش جهنم برهید و برای اینکه از دوزخ نجات یابید لازم است در دنیا قولی سدید داشته باشید. منظور از قول سدید، قولی است که با واقعیت تطابق داشته باشد. از آنجا که جهان بر عدل بنا شده و اجزای آن نیز موافق عدل است و به این ترتیب جهان به سمت کمال خود حرکت می‌کند، آنچه با روند طبیعت هماهنگ باشد یعنی عادلانه باشد، به کمال خود می‌رسد. سخن ناراست که مخالف با تکامل عادلانه‌ی جهان است، چون خلاف روند حرکت عالم است، انسان را به کمال نمی‌رساند. ولی چون قول سدید راست است و با روند طبیعت هماهنگ، باعث سعادت انسان می‌شود. کمااینکه عامل جهنمی شدن جهنمیان در این آیات عدم قول و عقیده‌ی سدید به معنای راست است. علامه طباطبایی مرقوم می‌دارند: «کلمه سدید از ماده‌ی سداد است که به معناى اصابت راى و داشتن رشاد است و بنابر این قول سدید، عبارت است از کلامى که هم مطابق با واقع باشد و هم لغو نباشد و یا اگر فایده دارد فایده‌اش چون سخن‌چینى و امثال آن، غیر‌مشروع نباشد. پس ‍ بر مومن لازم است که به راستى آنچه مى‌گوید مطمئن باشد و نیز گفتار خود را بیازماید که لغو و یا مایه‌ی افساد نباشد.»

یصلح لکم اعمالکم و یغفر لکم ذنوبکم و من یطع الله و رسوله فقد فاز فوزا عظیما: در یک معامله چهار طرف معامله عبارت‌اند از ثمن(آنچه ارزش دارد)، مثمن(آنچه باید پرداخته‌شود)، خریدار و فروشنده؛ هم‌چنین در زبان عربی هر امری یک جزایی را به دنبال دارد. در زبان‌شناسی نیز این امر پذیرفته شده‌است. برای مثال وقتی کسی را امر به آوردن آب می‌کنیم در جزای آن سیرابی خود را مد نظر داریم هر چند به زبان نیاوریم. می‌گوییم: برای من آب بیاور تا سیراب شوم. ما در گفتار خود جمله‌ی تا سیراب شوم را نمی‌آوریم. اما در منظور خود آن را قصد می‌کنیم. در این آیه نیز این امر تبلور دارد. خدا امر می‌کند تقوا داشته باشید و قول سدید بگویید تا این هدف و منظور حاصل شود: یصلح لکم اعمالکم و یغفر لکم ذنوبکم. در این رابطه، تقوا مثمن، اصلاح عمل و بخشش ذنوب ثمن، خریدار انسان مومن و فروشنده خداوند است. خداوند در قبال پرداخت تقوا چیز با ارزشی چون اصلاح عمل و بخشش گناه را به انسان مومن می‌دهد. نکته قابل توجه در آن است که در بیع، عامل اصلی عمل، منفعت و سود است. تاجر به منظور سود به تجارت می‌پردازد و طرف بیع یعنی خریدار نیز به منظور به دست آوردن یک چیز با ارزش اقدام به خریدن کالا می‌کند. کالایی که نیازی از او را برطرف سازد. اما خداوند به عنوان غنی حمید، نیازی به سود ندارد. و آنچه که در این بیع اتفاق می‌افتد منفعت و سودش عائد خریدار(انسان مومن) می‌شود. در این میان هم سود حاصل از این تجارت معنوی به انسان می‌رسد و هم انسان چیز با ارزشی به دست می‌آورد. و این نوع خاص و بی‌نظیر از تجارت، از مصادیق الطاف خفیه‌ی رحمانی است نسبت به انسان‌ها. منتها آنچه باید در این میان انسان پرداخت کند، تقوا است. علامه طباطبایی می‌فرمایند:«خداوند اصلاح عمل و مغفرت ذنوب را نتیجه قول سدید دانسته و فرموده: قول سدید بگویید، تا اعمالتان صالح گردد و گناهانتان آمرزیده شود. و این بدان جهت است که وقتى نفس آدمى عادت کرد به راستى و به قول سدید، و به هیچ وجه آن را ترک نکرد، دیگر دروغ از او سر نمى‌زند و سخن لغو و یا سخنى که فساد از آن برخیزد از او شنیده نمى‌شود. وقتی این صفت در نفس رسوخ یافت، بالطبع از فحشا و منکر و سخن لغو دور گشته و در چنین وقتى اعمال انسان صالح مى‌شود و بالطبع از عمرى که در گناهان مهلک صرف کرده دریغ مى‌خورد و از کرده‌ها پشیمان مى‌گردد و همین پشیمانى توبه است. و من یطع الله و رسوله فقد فاز فوزا عظیما؛ این جمله وعده‌اى است جمیل به کسانى که همه‌ی اعمال صالح را بجا آورند و از همه‌ی گناهان اجتناب کنند، چون فوز عظیم را مترتب بر طاعت خدا و رسول کرده است. با این آیه، سوره احزاب در حقیقت تمام شده‌است، چون مساله اطاعت خدا و رسول، کلام جامعى است که همه‌ی احکام سابق از واجبات و محرمات را شامل مى‌شود.»