جامع‌ترین آیه‌ی اخلاقی قرآن

7d47e60ff5ebcf6908e43e544312d14c_L

روش خداوند متعال در کتاب عظیم الشأنش این است که دریایی از معارف و حکمت ها را در قالب چند جمله به ما گوشزد می‌کند. اگر کسی به دنبال خود‌سازی است و می‌خواهد درمان شود، اگر همین یک آیه را از عمق جان دریابد او را کفایت می‌کند: «خُذِ الْعَفْوَ وَ أْمُرْ بِالْعُرْفِ وَ أَعْرِض عَنِ الجْاهِلِینَ»(سوره اعراف آیه ۱۹۹)

علامه طباطبایی درباره‌ی این آیه می‌فرمایند : «معناى اینکه فرمود: « خُذِ الْعَفْوَ » این است که همواره بدى‌هاى اشخاصى که به تو بدى مى‌کنند بپوشان و از حق انتقام که عقل اجتماعى براى بعضى بر بعضى دیگر تجویز مى‌کند صرف نظر نما و هیچ وقت این رویه را ترک مکن. منظور اغماض و ندیده گرفتن بدی‌هایى است که در مورد شخص پیامبر انجام شده و سیره آن حضرت هم همین بود که در تمامى طول زندگیش از احدى براى خود انتقام نگرفت. جمله‌ی «و اعرض عن الجاهلین» دستور دیگرى است در مراعات مداراى با مردم و این دستور بهترین و نزدیک‌ترین راه است براى خنثى کردن نتایج جهل مردم و تقلیل فساد اعمالشان براى اینکه بکار نبستن این دستور و تلافى کردن جهل مردم ، بیشتر مردم را به جهل و ادامه کجى و گمراهى وا مى دارد.» از امام صادق (علیه السلام ) چنین نقل شده که در قرآن مجید، آیه‌اى جامع‌تر در مسائل اخلاقى از این آیه نیست. بعضى از دانشمندان در تفسیر این حدیث، چنین گفته‌اند، که اصول فضائل اخلاقى بر طبق اصول قواى انسانى که عقل و غضب و شهوت است در سه قسمت خلاصه مى‌شود. فضائل عقلى که نامش حکمت است و در جمله ی “وامر بالعرف” (به نیکى ها و شایستگى ها دستور ده ) خلاصه شده؛ و فضائل نفسى در برابر طغیان و شهوت که نامش عفت است و در “خذ العفو” خلاصه گردیده؛ و تسلط بر نفس در برابر قوه‌ی غضبیه که نامش شجاعت است در “اعرض عن الجاهلین” منعکس گردیده است. این حدیث را به هر نحوی تفسیر کنیم این واقعیت را بیان مى‌کند که جمله‌هاى کوتاه و فشرده آیه فوق متضمن یک برنامه‌ی جامع و وسیع و کلى در زمینه‌هاى اخلاقى و اجتماعى است. بطورى که مى‌توان همه برنامه‌هاى مثبت و سازنده و فضائل انسانى را در آن پیدا کرد و به گفته‌ی بعضى از مفسران اعجاز قرآن در شکل فشرده‌گوئى آمیخته با وسعت و عمق معنى، در آیه‌ی فوق کاملا منعکس ‍ است. توجه به این نکته نیز لازم است که مخاطب در آیه گرچه شخص پیامبر (صلى اللّه علیه و آله و سلّم ) است ولى همه‌ی امت و تمامى رهبران و مبلغان را شامل مى شود. و نیز توجه به این نکته لازم است که با توجه به ادامه آیات «وَ إِمَّا یَنزَغَنَّک مِنَ الشیْطانِ نَزْغٌ فَاستَعِذْ بِاللَّهِ إِنَّهُ سمِیعٌ عَلِیمٌ» هیچ مطلبى که مخالف مقام عصمت بوده باشد وجود ندارد، زیرا پیامبران و معصومان هم در برابر وسوسه‌هاى شیطان باید خود را به خدا بسپارند و هیچکس از لطف و حمایت خدا در برابر وساوس شیاطین و نفس بى‌نیاز نیست، حتى معصومان؛ وسوسه‌هاى شیطانى همچون طواف کننده‌اى پیرامون فکر و روح انسان پیوسته گردش مى‌کنند تا راهى براى نفوذ بیابند، اگر انسان در این هنگام به یاد خدا و عواقب شوم گناه بیفتد، آنها را از خود دور ساخته و رهائى مى‌یابد و گرنه سرانجام در برابر این وسوسه‌ها تسلیم مى‌گردد. در بعضى از روایات نقل شده هنگامى که آیه‌ی نخست نازل شد، پیامبر (صلى اللّه علیه و آله و سلّم ) از جبرئیل درباره‌ی آن توضیح خواست (که چگونه با مردم مدارا و ترک سختگیرى کند) جبرئیل گفت نمى‌دانم باید از آنکه مى‌داند سؤال کنم. سپس بار دیگر بر پیامبر (صلى اللّه علیه و آله و سلّم ) نازل شد و گفت : یا محمد ان الله یامرک ان تعفوا عمن ظلمک و تعطى من حرمک و تصل من قطعک: اى محمد! خداوند به تو دستور مى‌دهد از آنها که به تو ستم کرده‌اند (به هنگامى که قدرت پیدا کردى) انتقام نگیرى و گذشت نمائى و به آنها که تو را محروم ساخته‌اند عطا کنى و به آنها که از تو بریده‌اند پیوند برقرار سازی؛ و در حدیث دیگرى نقل شده هنگامى که آیه‌ی نخست نازل شد و به پیامبر (صلى اللّه علیه و آله و سلّم ) دستور داد در برابر جاهلان تحمل کند، پیامبر (صلى اللّه علیه و آله و سلّم ) عرضه داشت پروردگارا با وجود خشم و غضب چگونه مى‌توان تحمل کرد؟ آیه دوم نازل شد و به پیامبر (صلى اللّه علیه و آله و سلّم ) دستور داد که چنین هنگامى خود را به خدا بسپارد. در آیه‌ی بعد راه غلبه و پیروزى بر وسوسه‌هاى شیطان را به این صورت بیان مى کند که: «إِنَّ الَّذِینَ اتَّقَوْا إِذَا مَسهُمْ طئفٌ مِّنَ الشیْطنِ تَذَکرُوا فَإِذَا هُم مُّبْصِرُونَ»؛ پرهیزکاران هنگامى که وسوسه‌هاى شیطانى آنها را احاطه مى‌کند به یاد خدا و نعمت‌هاى بى‌پایانش و به یاد عواقب شوم گناه و مجازات دردناک خدا مى‌افتند. در این هنگام ابر‌هاى تیره و تار وسوسه از اطراف قلب آنها کنار مى‌رود و راه حق را به روشنى مى‌بینند و انتخاب مى‌کنند. طائف به معنى طواف کننده است. گویا وسوسه‌هاى شیطانى همچون طواف کننده‌اى پیرامون فکر و روح انسان پیوسته گردش مى‌کنند تا راهى براى نفوذ بیابند. اگر انسان در این هنگام به یاد خدا و عواقب شوم گناه بیفتد، آنها را از خود دور ساخته و رهائى مى‌یابد و گرنه سرانجام در برابر این وسوسه‌ها تسلیم مى‌گردد. اصولا هر کس در هر مرحله‌اى از ایمان و در هر سن و سال، گه گاه گرفتار وسوسه‌هاى شیطانى مى‌گردد و گاه در خود احساس مى‌کند که نیروى محرک شدیدى در درون جانش آشکار شده و او را به سوى گناه دعوت مى‌کند. این وسوسه‌ها و تحریک‌ها، مسلما در سنین جوانى بیشتر است. در محیط‌هاى آلوده، همچون محیط‌هاى امروز که خود مراکز فساد در آن فراوان و آزادى نه به معنى حقیقى بلکه به شکل بی‌بند و بارى همه جا را فرا گرفته و دستگاه‌هاى تبلیغاتى غالبا در خدمت شیطان و وسوسه‌هاى شیطانى هستند فزون‌تر مى‌باشد، تنها راه نجات از آلودگى در چنین شرائطى، نخست فراهم ساختن سرمایه تقوا است که در آیه مورد بحث به آن اشاره شده؛ و سپس مراقبت و سرانجام توجه به خویشتن و پناه بردن به خدا، یاد الطاف و نعمت‌هاى او، و مجازات‌هاى دردناک خطاکاران است. در روایات کرارا به اثر عمیق ذکر خدا در کنار زدن وسوسه‌هاى شیطان اشاره شده است. حتى افراد بسیار با ایمان و دانشمند و با شخصیت همیشه احساس خطر در مقابل وسوسه‌هاى شیطانى مى‌کردند و از طریق مراقبت مى‌جنگیدند. نکته قابل ذکر که از این آیه روشن مى‌شود این است که همه‌ی سخنان و کردار پیامبر (صلى اللّه علیه و آله و سلّم ) از وحى آسمانى سرچشمه مى‌گیرد و آنها که غیر از این مى‌گویند، از قرآن بیگانه اند: «و ما ینطق عن الهوی*إن هو إلا وحی یوحی»