پوشش

922b75306b6d02799fa78a183575fe32_L

قُلْ لِلْمُؤْمِنینَ یَغُضُّوا مِنْ أَبْصارِهِمْ وَ یَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ ذلِکَ أَزْکى‏ لَهُمْ إِنَّ اللَّهَ خَبیرٌ بِما یَصْنَعُونَ (۳۰)

 

وَ قُلْ لِلْمُؤْمِناتِ یَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصارِهِنَّ وَ یَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ وَ لا یُبْدینَ زینَتَهُنَّ إِلاَّ ما ظَهَرَ مِنْها وَ لْیَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلى‏ جُیُوبِهِنَّ وَ لا یُبْدینَ زینَتَهُنَّ إِلاَّ لِبُعُولَتِهِنَّ أَوْ آبائِهِنَّ أَوْ آباءِ بُعُولَتِهِنَّ أَوْ أَبْنائِهِنَّ أَوْ أَبْناءِ بُعُولَتِهِنَّ أَوْ إِخْوانِهِنَّ أَوْ بَنی‏ إِخْوانِهِنَّ أَوْ بَنی‏ أَخَواتِهِنَّ أَوْ نِسائِهِنَّ أَوْ ما مَلَکَتْ أَیْمانُهُنَّ أَوِ التَّابِعینَ غَیْرِ أُولِی الْإِرْبَهِ مِنَ الرِّجالِ أَوِ الطِّفْلِ الَّذینَ لَمْ یَظْهَرُوا عَلى‏ عَوْراتِ النِّساءِ وَ لا یَضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِیُعْلَمَ ما یُخْفینَ مِنْ زینَتِهِنَّ وَ تُوبُوا إِلَى اللَّهِ جَمیعاً أَیُّهَا الْمُؤْمِنُونَ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ (۳۱)

حجاب مسئله ایست که از دو منظر متفاوت ولی مرتبط می توان به آن نگاه کرد. نگاه اول آن است که حجاب از آنجا که امری الهی و بایدی تشریعی است، حقی از حقوق الهی برای زن به حساب می آید که زن وظیفه دارد آنرا به انجام برساند و اگر انجام آن را به تاخیر بیندازد و فراموش کند، حق الله را ضایع کرده است. در این دیدگاه طرف مقابل این حق شکنی خدا قرار دارد. عده‌ای اینطور استدلال می‌کنند که خدا از حق خویش می‌گذرد. با این استدلال آن‌ها امیدوارند که مورد عفو و بخشش الهی واقع شوند. نگاه دوم به مسئله‌ی حجاب، آنست که آن را تنها یک امر و حق الهی ندانیم؛ بلکه در کنار آن، آنرا وظیفه‌ای اجتماعی و جز حقوق مردم بدانیم. با این استدلال که هر فردی حق این را دارد تا در یک محیط امن و آرام در زمینه‌ی مادی و معنوی به حیات خود ادامه دهد. هر کس که حجاب را رعایت نکند و این حق را ضایع کند، حقی از حقوق اساسی مردم را ضایع کرده‌است زیرا امنیت و آرامش روحی و عفت اجتماعی را سلب کرده‌است. در اینصورت هم حق الله را تضییع نموده از آن جهت که امر تشریعی خدا را به فعلیت نرسانده، و هم حق مردم را تباه ساخته و حق الناسی را ضایع کرده است. حال ممکن است خدا از حق خویش بگذرد، اما از حق الناس نمی‌گذرد. چرا که طرف مقابل این حق کشی مردمی هستند که حقشان نادیده گرفته شده است. در مسئله‌ی حجاب، هم زن وظایفی را به عهده دارد، هم مرد. اگر تقدم و تاخر‌های قرآن را معنا دار تلقی کنیم، وظایف مردان در مسئله حجاب مقدم بر زنان است. قرآن کریم بی‌عفتی را به مردان نسبت می‌دهد و به زنان امر می‌کند که صدای خود را نازک نکنند تا مردان غرض‌ور و مرض‌ورز به طمع گناه نیفتند: « و لا یخضعن بالقول فیطمع الذی فی قلبه مرض»  تعبیر قلب مریض ناظر بر این مطلب است که مجرای ادراکی ناسالم از جمال خدا که در وجود زن نهاده شده است، استفاده‌ی سوء کرده و به گناه می‌افتد. اصلی‌ترین عامل و دخیل‌ترین مسئله در رعایت عفاف و امنیت اخلاقی در جامعه، حفظ دیدگان است. باید دقت داشت که طبق روایات چشم، دروازه‌ای است به سوی قلب. نگاه اصلی‌ترین راه شناختی برای انسان است. به طوری که مجاری ادراکی وجود انسان از طریق چشم شکل می‌گیرد و به قدری در معرفت و شناخت اثر دارد که بنی اسرائیل ایمان به الله را منوط به دیدن الله کردند: »لن نومن لک حتی نری الله جهره…«[۱]. قلب به معنای مجرای ادراکی تحت تاثیر دیده است و آیینه‌ی بازنمای آنچه دیده شده است، است: ز دست دیده و دل هر دو فریاد/ که هر چه دیده بیند دل کند یاد؛ پس گام اول آنست که مردان در اولویت اول و زنان در مرتبه‌ی بعد، دیدگان خود را از نگاه‌آلوده و گناه‌آلود حفظ کنند. کلمه‌ی قل چون امری از جانب خداست به پیامبر، وی موظف به انجام آن است . از آنجا که کلام پیامبر وحی بیانی است و نه از روی هوی[۲]، کلمه‌ی قل دلالت می‌کند که این کلمه، دال بر وجوب و حتمیت در انجام است. علامه طباطبایی در معنای غض بصر فرموده‌اند: « کلمه‌ی غض به معناى روى هم نهادن پلک‌هاى چشم است و کلمه‌ی ابصار جمع بصر است که همان عضو بیننده باشد و از اینجا معلوم مى شود که کلمه من در جمله من ابصارهم، براى ابتداى غایت استو یا براى بیان جنسو یا تبعیض باشد که هر یک را مفسرى گفته ، و معنایش این است که مؤمنین چشم‌پوشى را از خود چشم شروع کنند.» گام بعدی حفظ فروج است. علامه‌ی طباطبایی در معنای فرج می‌فرماید: «به معناى شکاف در میان دو چیز است که با آن از عورت کنایه آورده اند، و در قرآن کریم هم که سرشار از اخلاق و ادب است همیشه این کنایه را استعمال کرده است.» در این دو امر، مرد و زن مشترکند. در ادامه برای مردان آمده‌است که خدا به آنچه مردان می‌سازند آگاه است. یعنی مرد تنها در مرحله‌ی دیدن متوقف نمی‌شود و به تصویر‌پردازی ناصواب از آن صحنه‌ای که دیده می‌پردازد و خدا چون عالم سر و اخفای آن است، از آنچه که مردان می‌سازند آگاه است. اما زن از آنجا که مظهر جمال الهی است، و جمال الهی تنوع دارد و هر لحظه جلوه‌ای دارد، به حفظ این جلوه از دیده نامحرمان و تجلی‌گری برای محارم امر شده‌است. خدا در این آیه محدوده‌ی حجاب او را بیان می‌دارد: « کلمه‌ی ابدا، به معناى اظهار است و مراد اززینت زنان، مواضع زینت است، زیرا اظهار خود زینت از قبیل گوشواره و دست بند حرام نیست، پس مراد از اظهار زینت، اظهار محل آنها است .خداى تعالى از این حکم آنچه را که ظاهر است استثناء کرده . و در روایت آمده که مقصود از آنچه ظاهر است صورت و دو کف دست و قدم ها مى‌باشد کلمه‌ی خمر جمع خمار است ، و خمار آن جامه‌اى است که زن سر خود را با آن مى‌پیچد و زاید آن را به سینه‌اش آویزان مى‌کند. و کلمه جیوب که معنایش معروف است  و مراد از جیوب سینه‌ها است و معنایش این است که به زنان دستور بده تا اطراف مقنعه‌ها را به سینه‌هاى خود انداخته ، آن را بپوشانند.»



[۱]. بقره

[۲]. ما ینطق عن الهوی * ان هو الا وحی یوحی