تفسیر سوره کوثر (۲)

2decf24e5eeb84ac85b23c4377295614_L

قریش انتظار مرگ پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم ) و برچیده شدن بساط اسلام را داشتند، چرا که مى گفتند او بلا عقب است ، قرآن مى گوید تو بلا عقب نیستى ، دشمنان تو بلا عقب اند!

در اینجا دو تفسیر دیگر براى آیه فوق ذکر شده است :

   ۱- مـنـظـور از جمله (وانحر) رو به قبله ایستادن به هنگام نماز است ، چرا که ماده نحر بـه مـعـنـى گـلوگـاه مـى بـاشـد، سـپـس عـرب آن را مـعـنـى مـقـابـله بـا هـر چـیـز اسـتـعـمـال کـرده اسـت ، و لذا مـى گـویـنـد (مـنـازلنـا تـتـنـاحـر) یـعنى : منزلهاى ما در مقابل یکدیگر است

   ۲- مـنـظـور بـلنـد کـردن دسـتـهـا بـه هـنـگـام تـکـبـیـر و آوردن آن در مـقـابـل گـلوگـاه و صـورت اسـت ، در حـدیـثـى مـى خـوانـیـم : هـنـگـامـى کـه ایـن سـوره نـازل شـد پـیـغـمـبـر اکـرم (صـلى الله عـلیـه و آله و سـلم ) از جبرئیل سؤ ال فرمود: این (نحیره ) اى که پروردگارم مرا به آن ماءمور ساخته چیست؟

(جـبـرئیل ) عرض کرد: این نحیره نیست ، بلکه خداوند به تو دستور مى دهد هنگامى که وارد نماز مى شوى موقع تکبیر، دستها را بلند کن ، و همچنین هنگامى که رکوع مى کنى یـا سـر از رکـوع برمى دارى ، و یا سجده مى کنى ، چرا که نماز ما و نماز فرشتگان در هفت آسمان همین گونه است ، و براى هر چیزى زینتى است ، و زینت نماز بلند کردن دستها در هر تکبیر است.و در حدیثى از امام صادق (علیه السلام ) مى خوانیم که در تفسیر این آیه با دست مبارکش اشـاره کـرده و فـرمـود: مـنـظور این است که دستها را اینگونه در آغاز نماز بلند کنى به طورى که کف آنها رو به قبله باشد.

ولى تـفـسـیـر اول از هـمـه مـنـاسـب تـر اسـت ، چـرا کـه مـنـظـور نـفـى اعـمـال بـت پـرسـتـان اسـت که عبادت و قربانى را براى غیر خدا مى کردند، ولى با این حـال جـمـع مـیـان هـمه معانى و روایاتى که در این باب رسیده است هیچ مانعى ندارد و به خـصـوص اینکه درباره بلند کردن دست به هنگام تکبیرات روایات متعددى در کتب شیعه و اهـل سـنـت نـقـل شـده اسـت ، بـه ایـن تـرتـیـب آیـه، مـفـهـوم جـامـعـى دارد کـه ایـنـهـا را نـیـز شامل مى شود.

و در آخـریـن آیـه ایـن سوره با توجه به نسبتى که سران شرک به آن حضرت مى دادند مى فرماید: (تو ابتر و بلاعقب نیستى ، دشمن تو ابتر است )(ان شانئک هو الابتر)

( شـانـى ء) از مـاده (شنئان ) (بر وزن ضربان ) به معنى عداوت و کینه – ورزى و بدخلقى کردن است ، و (شانى ء) کسى است که داراى این وصف باشد.

قـابـل توجه اینکه : (ابتر) در اصل به معنى (حیوان دم بریده ) است و انتخاب این تعبیر از سوى دشمنان اسلام به منظور هتک و توهین بود، و تعبیر (شانى ء) بیانگر ایـن واقـعـیـت است که آنها در دشمنى خود حتى کمترین ادب را نیز رعایت نمى کردند، یعنى عداوتشان آمیخته با قساوت و رذالت بود، در حقیقت قرآن مى گوید: این لقب خود شما است نه پیغمبر اکرم (صلى الله علیه و آله و سلم )

از سـوى دیـگر همانگونه که در شاءن نزول سوره گفته شد: قریش انتظار مرگ پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم ) و برچیده شدن بساط اسلام را داشتند، چرا که مى گفتند او بلا عقب است ، قرآن مى گوید تو بلا عقب نیستى ، دشمنان تو بلا عقب اند!

نکته ها 

فاطمه (علیهاالسلام ) و کوثر

گفتیم کوثر یک معنى جامع و وسیع دارد، و آن خیر کثیر و فراوان است ، و مصادیق آن زیاد اسـت ، ولى بـسـیارى از بزرگان علماى شیعه یکى از روشن ترین مصداقهاى آن را وجود مـبـارک حضرت فـاطـمـه زهـرا (سـلام الله عـلیـهـا) دانـسـتـه انـد، چـرا کـه شـاءن نـزول آیـه مى گوید: آنها پیغمبر اکرم (صلى الله علیه و آله و سلم ) را متهم مى کردند که بلا عقب است ، قرآن ضمن نفى سخن آنها مى گوید: ما به تو کوثر دادیم .
از این تعبیر استنباط مى شود که این (خیر کثیر) همان فاطمه زهرا( علیهاالسلام) است ، زیرا نسل و ذریه پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم ) به وسیله همین دختر گرامى در جـهـان انـتـشـار یافت نسلى که نه تنها فرزندان جسمانى پیغمبر بودند، بلکه آئین او و تمام ارزشهاى اسـلام را حـفـظ کـردنـد، و بـه آیـنـدگـان ابـلاغ نـمـودنـد، نـه تـنـهـا امـامـان مـعـصـوم اهـل بـیـت (عـلیـهـمـالسـلام) کـه آنها حساب مخصوص به خود دارند، بلکه هزاران هزار از فـرزنـدان حضرت فـاطـمـه ( عـلیـهـاالسـلام ) در سراسر جهان پخش شدند که در میان آنها علماى بزرگ و نویسندگان و فقها و محدثان و مفسران والا مقام و فرماندهان عظیم بودند که با ایثار و فداکارى در حفظ آئین اسلام کوشیدند.

در ایـنـجـا بـه بـحث جالبى از (فخر رازى ) برخورد مى کنیم که در ضمن تفسیرهاى مختلف کوثر مى گوید:
قـول سـوم ایـن اسـت کـه ایـن سـوره بـه عـنـوان رد بـر کـسـانـى نـازل شـده که عدم وجود اولاد را بر پیغمبر اکرم (صلى الله علیه و آله و سلم ) خرده مى گـرفـتـنـد، بـنـابـرایـن مـعـنـى سـوره ایـن اسـت کـه خـداونـد بـه او نـسـلى مى دهد که در طـول زمـان بـاقـى مـى مـانـد، بـبـیـن چـه انـدازه از اهـل بـیـت را شـهـیـد کـردنـد، در عـیـن حـال جـهـان مـملو از آنها است ، این در حالى است که از بنى امیه (که دشمنان اسلام بودند) شـخـص قابل ذکرى در دنیا باقى نماند، سپس بنگر و ببین چقدر از علماى بزرگ در میان آنها است ، مانند باقر و صادق و رضا و نفس زکیه و.

اعجاز این سوره

ایـن سـوره در حـقـیـقـت سـه پـیـشگوئى بزرگ در بردارد: از یکسو اعطاء خیر کثیر را به پـیـغـمـبـر نـویـد مـى دهـد (گـر چـه (اعـطـیـنـا) بـه صـورت فـعـل مـاضـى اسـت ، ولى مـمـکـن اسـت از قـبـیـل مـضـارع مـسـلم بـاشـد کـه در شکل ماضى بیان شده ) و این خیر کثیر تمام پیروزیها و موفقیتهائى را که بعدا نصیب پیغمبر اکرم (صلى الله عـلیـه و آله و سـلم ) شـد، بـه هـنـگـام نـزول ایـن سـوره در مـکـه قابل پیش بینى نبود، شامل مى شود.

از سوى دیگر خبر مى دهد که پیغمبر (صلى الله علیه و آله و سلم ) بلا عقب نخواهد بود، بلکه نسل و دودمان او به طور فراوان در جهان وجود خواهند داشت

از سـوى سـوم خـبـر مـى دهد که دشمنان او ابتر و بلا عقب خواهند بود، این پیشگوئى نیز تحقق یافت ، و چنان دشمنانش تار و مار شدند که امروز اثرى از آنها باقى نمانده است ، در حـالى کـه طوائفى همچون بنى امیه و بنى عباس که به مقابله با پیغمبر (صلى الله عـلیـه و آله و سـلم ) و فـرزنـدان او بـرخـاسـتـنـد روزى آنـقـدر جـمـعـیـت داشـتـنـد کـه فـامـیـل و فـرزنـدان آنـهـا قابل شماره نبود، ولى امروز اگر هم چیزى از آنها باقى مانده باشد هرگز شناخته نیست

ضمیر جمع در باره خدا براى چیست ؟

قابل توجه اینکه در اینجا و در آیات فراوان دیگرى از قرآن مجید خداوند با صیغه متکلم مع الغیر از خود یاد مى کند مى فرماید: ما کوثر را به تو عطا کردیم

ایـن تـعـبـیـر و مانند آن براى بیان عظمت و قدرت است ، زیرا بزرگان هنگامى که از خود سخن مى گویند نه فقط از خود که از مأمورانشان نیز خبر مى دهند، و این کنایه از قدرت و عظمت و وجود فرمانبردارانى در مقابل اوامر است

در آیـه مـورد بـحـث کـلمـه (ان ) نـیـز تـاءکـید دیگرى است بر این معنى ، و تعبیر به (اعطیناک ) و نه (آتیناک ) دلیل بر این است که خداوند (کوثر) را به حضرتش بخشیده و اعطا فرموده است ، و این بشارتى است بزرگ به پیغمبر اکرم تـا در بـرابـر یـاوه گـوئیـهاى دشمنان قلب مبارکش آزرده نشود، و در عزم آهنینش فتور و سستى راه نیابد، و بداند تکیه گاه او خدائى است که منبع همه خیرات است و خیر کثیر در اختیار او نهاده .