تأملی پیرامون آیه‌ی پایانی سوره‌ی مبارکه‌ی عصر

 

 

5fb33f3d4b39fe2945380c24d84b225a_L

اولین ویژگی یاد شده‌ی کسانیکه از زمره‌ی خاسران خارج‌اند، ایمان است. ایمان ناظر بر بعد اعتقادی، نگرش و بینش انسان است. بینشی که مبتنی بر ایمان و حقیقت آن یعنی توحید است، نه تنها خسران نمی‌بیند، بلکه چون مبتنی بر روند اصلی آفرینش و صراط مستقیم هدایت است در نهایت به مقصد و مطلوب آفرینش می‌رسد.

 إلّا ألذینَ ءامَنُوا وَ عَمِلُوا الصَالِحَاتِ وَ تَوَاصَوا بِالحَقِّ وَ تَوَاصَوا بِالصَبرِ : این آیه استثنایی است برای عمومیتی که در آیات قبل به آن اشاره شد. عموم انسان‌ها داخل در خسران بودند. همانطور که در آیه‌ی قبل گفته شد این بیان اطلاقی ندارد و گواه این مطلب استثنایی است که در آیه‌ی آخر آمده‌است. یعنی از دایره‌ای که ترسیم شده‌بود و همه‌ی افراد اعم از زن و مرد، کوچک و بزرگ، مؤمن و کافر داخل در آن بودند، عده‌ای خارج شده و در زمره‌ی آنان قرار نمی‌گیرند.(إلّا)؛ سیاق استثناء همین گونه است که ابتدا حکمی را به صورت عام می‌دهد و سپس جماعتی را از دایره‌ی شمول آن خارج و آن‌ها را مبرا می‌کند. افراد خارج شده از عمومیت حکم خسران در این آیه حائز ویژگی‌هایی هستند از جمله : ایمان به حقیقت دین و اصول آن، عمل صالح، توصیه‌ی به حق و در نهایت توصیه‌ی به صبر. نکته‌ی جالب توجه آنست که امور چهارگانه‌ی یاد شده به صورت عطف و در امتداد یکدیگر بیان شده‌است و آن‌ها را می‌توان در دو بعد عقیده و عمل جای داد. یعنی برای خروج از جرگه‌ی خاسران، وجود همه‌ی اوصاف یاد شده لازم است. چه بسا مؤمنی وجود داشته باشد که به دلیل عدم انجام صالح و عدم توصیه به حق و صبر، از جمله خسران کنندگان باشد. و بدین ترتیب مؤمنی که عمل صالح انجام می‌دهد اما دیگران را به حق و صبر توصیه نمی‌کند نیز از جمله‌ی خاسران است. فردی خسارت نمی‌بیند که به اوصاف چهارگانه‌ی ذکر شده متصف باشد. البته با توجه به معنادار بودن تقدم‌ها و تأخر‌ها در قرآن، می‌توان مطالب را اولویت‌بندی نمود. یعنی اولویت با ایمان، سپس عمل صالح و سپس توصیه‌ی به حق و صبر است. یا می‌توان آنها را نتیجه و حاصل یکدیگر قلمداد کرد. بیان دیگر آنکه، نتیجه ایمان عمل صالح است و نتیجه‌ی عمل صالح، توصیه‌ی به حق و نتیجه‌ی توصیه‌ی به حق، توصیه‌ی به صبر است. (ألذینَ ءامَنُوا)؛اولین ویژگی یاد شده‌ی کسانیکه از زمره‌ی خاسران خارج‌اند، ایمان است. ایمان ناظر بر بعد اعتقادی، نگرش و بینش انسان است. بینشی که مبتنی بر ایمان و حقیقت آن یعنی توحید است، نه تنها خسران نمی‌بیند، بلکه چون مبتنی بر روند اصلی آفرینش و صراط مستقیم هدایت است در نهایت به مقصد و مطلوب آفرینش می‌رسد. به بیان دیگری نیز می‌توان گفت برای ایجاد تحول در درون و تغییر و هم‌آهنگی با آفرینش و خروج از گروه خاسران، لازم است ابتدائاً در نوع نگرش و نگاه‌مان تغییر ایجاد کنیم که به تبع آن در جهان‌بینی و منشور اعتقادی ما نیز تحول حاصل می‌شود. جهان آفرینش مبتنی بر شعوری آگاهانه به سمت غایت وهدف خود در حال حرکت است. ایمان نیز هم‌آهنگی با این نظم مؤمنانه‌ی عالم است. لذا کفر و شرک که در مقابل ایمان است بر, هم زدن نظم عالم و حرکت برخلاف نظم متعادل آفرینش است و نتیجه‌ی چنین حرکتی خسران است.

(وَ عَمِلُوا الصَالِحَاتِ)؛ویژگی دوم, عمل به کار‌های نیک است. این مطلب نیز ناظر بر بعد عملی است. یعنی اعتقاد ما که موحدانه است، هم‌آهنگ با خلقت است، کار پسندیده نیز با آفرینش هم‌سانی دارد. پس عمل صالح و ایمان نیز هم‌پوشانی دارند. با این معنا اعتقاد آدمی نبایستی در حد یک عقیده‌ی شخصی و درونی باشد. بلکه بایستی بروز اجتماعی و تبلور بیرونی نیز داشته باشد. نکته حائز اهمیت آنست که (الصَالِحَاتِ)به صورت جمع آمده است. به این معنا که بایستی تمامی کار‌های نیک را انجام داد تا از زمره خسارت دیدگان رهایی یافت و کار نیک ما تنها به یا چند عمل نیک محدود نشود. (وَ تَوَاصَوا بِالحَقِّ وَ تَوَاصَوا بِالصَبرِ)؛مسئله‌ی آخری که به آن اشاره شده است، توصیه‌ی به حق و توصیه‌ی به صبر است. (تواصی)از باب تفاعل به معنای عمل و مشارکت دوطرفه است. یعنی مؤمنین نیکوکار یکدیگر را متقابلا به حق و صبر توصیه نمایند. این توصیه هم در میان هم‌نسلی‌هاست و هم ناظر بر نسل‌سازی برای آینده است تا در آینده، در میان فرزندانمان نیز نسلی دنباله روی حق داشته‌باشیم.یکی از راه‌های شیوع ایمان و عمل صالح، توصیه‌ی دیگران به آن است. این مطلب ناظر بر مسئولیتی است که انسان در قبال اطرافیان و جامعه‌ی خود دارد. انسان بایستی هم خود پاک زندگی کند و هم در جامعه‌ای پاک زندگی کند. این با همراه کردن دیگران با خود حاصل می‌شود. به این ترتیب که انسان بوسیله‌ی ایمان حق را بشناسد، به آن عمل کند و در یک تعامل دوطرفه دیگران را نیز به آن توصیه و با خود همراه کند. در گام بعدی انسان لازم است در راه ایمان و عمل صالح و حق، صبر و پایداری از خود نشان دهد و دیگران را نیز به صبر توصیه نماید.(تَوَاصَوا بِالصَبرِ)؛این نظیر دستور قرآن است خطاب به پیامبر صلوات الله علیه و آله که فرمود: «و أمر أهلک بالصلاه و إصطبر علیها[طه/۱۳۲]». صبر نیز بر سه قسم است : صبر در طاعت، صبر در معصیت و صبر در برابر مشکلات که به دلیل آنکه صبر به صورت عام آمده‌است می‌توان گفت که هر سه را در برمی‌گیرد. اگر منظور دو معنای اول باشد اینگونه معنا می‌شود که حق را شناخته در راه آن پایداری کنید و در راه ترک محرمات و گناهان نیز شکیبا باشید؛ و اگر معنای آخر را بخواهیم معنا کنیم اینگونه معنا می‌شود که ممکن است در راه حق ملالت‌ها و رنج‌هایی به شما برسد؛ شما در برابر این مشکلات صبر پیشه کنید. علامه‌ی طباطبایی به پرسشی اینگونه پاسخ می‌دهد: «در اینجا سؤالى به نظر مى‌رسد، و آن اینست که: تواصى به حق، خود یکى از اعمال صالح است و با اینکه قبلاً عنوان کلىو عملوا الصالحاترا ذکر کرده بود، چه نکته اى باعث شد که خصوص تواصى به حق را نام ببرد؟جواب این است که: این از قبیل ذکر خاص بعد از عام است که در مواردى بکار مى‌رود که گوینده نسبت به خاص عنایت بیشترى داشته باشدو شاهد بر اینکه خداى تعالى از میان همه‌ی اعمال صالح به تواصى به حق عنایت بیشتر داشته و بدین منظور خصوص آن را بعد ازعموم اعمال صالح ذکر نموده اینست که , همین تواصى را در مورد صبر تکرار کردو بااینکه مى توانست بفرماید: و تواصوا بالحق والصبر، فرمود: و تواصوا بالحق و تواصوا بالصبر(تفسیر المیزان، جلد۲۰)هم‌چنین در روایاتی که ذیل این آیه آمده‌است، می‌خوانیم : «در تفسیر قمى به سند خود از عبدالرحمان بن کثیر از امام صادقع لیه‌السلام نقل کرده است که در تفسیر آیه‌ی الا الذین امنوا…فرمود: در این جمله خداى تعالى اهل صفوت از خلق خود را استثناء کرده.» و یا در جای دیگری آمده‌است : «در الدار المنثور است که ابن مردویه از ابن عباس روایت کرده که در تفسیر آیه‌ی و العصر ان الانسان لفى خسرگفته : منظور از این انسان ، ابو جهل بن هشام است. و درتفسیر آیه‌ی الا الذین امنوا و عملواالصالحاتگفته : منظور على و سلمان است.»(تفسیر المیزان، جلد۲۰) از این روایات اینطور برمی‌آید که آنچه انسان‌ها موظف به توصیه به آن است، ولایت علی بن ابی‌طالب علیه‌السلام و فرزندان اوست. البته باید توجه داشت که این‌گونه احادیث بیان مصداق خارجی است؛ نه تفسیر.