آنها که می گویند هنرارزشی و غیرارزشی نداریم دغدغه ریاست دارند

e99733dd28511f6c3374da0dd85253f3_L

پیامبر هم بعد از فتح مکه همه را بخشید به جز شاعرانی که شعر مبتذل و توهین‌آمیز حتی درباره بدن و چهره زنانی که به اسلام پیوسته بودند، می‌سرودند. پیامبر درباره اینها گفت هر جا هستند آنها را به قتل برسانید ولو اینکه به پرده کعبه آویخته باشند.

به گزارش پایگاه شجره طیبه صالحین ، جلسه سخنرانی حسن رحیم پور ازغدی با موضوع مفهوم‌یابی اسلامی در سینمای دینی، عصر پنجشنبه در سالن شماره یک سینما فلسطین برگزار شد. ازغدی در این مراسم گفت: معنویتی که امروز در سینما مطرح می‌شود یک سرش ممکن است به مالیخولیا، یک سرش به جنون و سر دیگرش به کلیات اخلاقی مربوط شود و به غلط همه اینها سینمای معنوی و دینی تعبیر شده است. شاید نتوان هیچ طبقه‌بندی آهنینی بین سینمای اسلامی و غیراسلامی ترسیم کرد چرا که دین عرصه‌های متنوع و گسترده‌ای دارد و مشترکاتی با سایر مذاهب دارد. اینطور نیست که همه چیز را به اسلامی یا غیراسلامی تقسیم کرد. اینطور نیست که اسلام با سایر ادیان و مذاهب فقط فارقات داشته باشد، مشترکات زیادی هم وجود دارد. با معیارهایی که عرض خواهم کرد این را توجه خواهم داد که یک اثر هنری و از جمله یک فیلم می‌تواند از جهاتی اسلامی باشد و از جهات دیگر غیراسلامی باشد. یعنی ممکن است بعضی مفاهیم انسانی و اسلامی را درست منتقل کند و در جایی همان مفاهیم را تخریب کند. رحیم‌پور در جشنواره عمار ابراز امیدواری کرد اگر با همین ترتیب جلو بروید ان‌شاءالله عمار در ۱۰ سال آینده جهانی خواهد شد.

بگوییم سینمای اسلامی نه سینمای دینی و معنوی

رحیم‌پور دوباره تأکید کرد: بهتر است اصطلاح سینمای اسلامی را به کار ببریم، نه سینمای دینی و نه سینمای معنوی را. سینمای دفاع از خانواده و سینمای اخلاق و سینمای نظم و اخلاق و مدیریت و مدارا و سینمای برابری همه در ذیل سینمای اسلامی قرار می‌گیرد. ما سینمای اسلامی و اسلامی‌تر می‌توانیم داشته باشیم و دیگر اینکه یک فیلم هم می‌تواند اسلامی باشد و هم در قسمت‌هایی ضداسلامی باشد. اینکه گفته می‌شود هنرارزشی و ضدارزشی وجود ندارد قطعاً غلط است. وی افزود: من معنی این جمله را نمی‌فهمم که هنر ارزشی و ضدارزشی وجود ندارد، یعنی سینمایی که مروج شرک و خرافه است با سینمای مروج توحید و عبادت، مساوی است؟ بعضی‌ها اصلا به این چیزها فکر نمی‌کنند، به دنبال چیزی هستند که برایش کف بزنند، اینها دغدغه حقیقت ندارند، دغدغه ریاست دارند اما انبیا دغدغه حق و باطل داشتند. می‌گویند هنر به ارزشی و ضدارزشی تقسیم نمی‌شود و هنرمند ارزشی و غیرارزشی هم نداریم. یا این حرف بی‌معناست یا شرک و توحید با هم مساوی هستند. یکی کردن اینها کاسبی است. طبق فرهنگ قرآن شعرا و هنرمندان دو دسته‌اند؛ یک دسته اهل اغوا هستند و یک دسته هستند که استثنا می‌شوند و دنبال ترویج حق و عدل و دفاع از مظلومند. آیا شعر دعبل و شاعران انقلابی با شعر شاعران درباری و نوکران حکومت مساوی است؟ یکی کردن اینها درست در مقابل خط امام و خط انقلاب و خط انبیا قرار دارد.

خداوند هم آدم‌ها را به ارزشی و غیرارزشی تقسیم کرده است

وی در عین حال در نقد نگاه قبیله‌ای گفت: باندی نگاه کردن همیشه اشتباه است، همینطور که شما در این رفت و برگشت‌های سیاسی آدم‌هایی دیده‌اید که مثلا یک‌روز درباره شفای یک مریض از امام رضا فیلم می‌ساختند و یک روز دیگر درباره سکس و فلسفه! به لحاظ قانون اجتماعی خودی و غیرخودی نداریم، همه خودی‌اند تا وقتی که قانون نقض نشده باشد اما به لحاظ ارزشی باید گفت که خود خداوند آدم‌ها را به ارزشی و غیرارزشی تقسیم کرده است. ‌رحیم‌پور در توضیح بیشتر درباره این سوال که آیا هنرمندان و سینماگران را می‌توان به حق و باطل تقسیم کرد یا خیر، گفت: یکی از عرصه‌های تولی و تبری عرصه هنر و فرهنگ است منتها به روش درست. انقلاب هم همینطور بود و دنیا را دو صف کرد. اگر دقت کنیم می‌بینیم معاویه هم به امام حسن(ع) ایراد می‌گرفت که اینها جامعه مسلمین را دوتکه کرده‌اند. رحیم‌پور در بخش دیگری از سخنانش گفت: قرآن می‌گوید مردم با هم بودند و انبیا آمدند و دو دسته‌شان کردند. همه اهل فساد و خرابی بودند و پیامبران آمدند دو دسته‌شان کنند، به بعضی بشرها توهین کردند اما از اصل بشریت دفاع کردند. تفکر اباحه‌گر می‌گوید صورت بشر کافی است اما انبیا می‌گویند که صیرت بشر مهم‌تر از صورت او است. رحیم‌پور تذکر داد: جریان مکتب هنر اسلامی باید اهل مدارا باشد، به دیگران احترام بگذارد و به تکنیک و صنعت مسلط باشد. این جریان آزاداندیشی دارد، طرفدار آزادی بیان و رقابت سالم است اما از اباحه‌گری که از تقسیم‌بندی حق و باطل می‌گریزد، منافع خودش را مهم‌تر از حق می‌داند و محورش همیشه مدافع منافع خودش است، جداست.

پیامبر همه را بخشید جز شاعرانی که شعر مبتذل می‌گفتند

رحیم‌پور در توضیح حساسیت امور فرهنگی گفت: انقلاب اسلامی وظایف مادی داشته و دارد اما یک انقلاب مادی نبوده، اصلا شروعش یک حرکت غیرمادی بوده است. شروع انقلاب، توهین در یک مقاله به امام بود. اولین شهیدش هم یک طلبه در قم و فرزند آقای خزعلی بود، آن‌هم در عکس‌العمل به یک کار ظاهرا فرهنگی. پیامبر هم بعد از فتح مکه همه را بخشید به جز شاعرانی که شعر مبتذل و توهین‌آمیز حتی درباره بدن و چهره زنانی که به اسلام پیوسته بودند، می‌سرودند. پیامبر درباره اینها گفت هر جا هستند آنها را به قتل برسانید ولو اینکه به پرده کعبه آویخته باشند.
منبع: وطن امروز