فقدان شناخت و بصیرت

3404196404b104dfd8174ffd007ae845_L

همیشه چنین بوده و هست که صاحبان صفات ناپسند و رفتارهای ناهنجار و عملکردهای تباه قبل از این که به دیگران زیان وارد کنند، به خود زیان زده‌اند و آفات و آسیب‌ها گریبان‌گیر خود آنان شده است. هر حاصل و ثمره‌ای، نتیجه نهایی بذری است که افشانده می‌شود و طبیعی است که بذر نیکی‌ها، نیکی به بار می‌آورد، و بذر بدی‌ها، تباهی نتیجه می‌دهد.
در این میان، روزگار ابلهان و جاهلان از دیگر افراد و اقشار جامعه اسف انگیزتر می‌باشد، زیرا علاوه بر آنکه علم نیاموخته و به جهل مبتلا هستند و از عقل و خرد گریخته و بی‌عقل و خرد می‌باشند و با این خصال و رفتار به جامعه ضربه می‌زنند، در اثر جهل و حمق چراغ حق خود را خاموش می‌کنند و کاملا بی‌نصیب و دست تهی باقی می‌مانند!

اهداف:

۱- شناخت تفاوت جاهل از عالم

۲- شناسایی ویژگی های فکری و عملی اهل بصیرت

 

همیشه چنین بوده و هست که صاحبان صفات ناپسند و رفتارهای ناهنجار و عملکردهای تباه قبل از این که به دیگران زیان وارد کنند، به خود زیان زده‌اند و آفات و آسیب‌ها گریبان‌گیر خود آنان شده است. هر حاصل و ثمره‌ای، نتیجه نهایی بذری است که افشانده می‌شود و طبیعی است که بذر نیکی‌ها، نیکی به بار می‌آورد، و بذر بدی‌ها، تباهی نتیجه می‌دهد.

در این میان، روزگار ابلهان و جاهلان از دیگر افراد و اقشار جامعه اسف انگیزتر می‌باشد، زیرا علاوه بر آنکه علم نیاموخته و به جهل مبتلا هستند و از عقل و خرد گریخته و بی‌عقل و خرد می‌باشند و با این خصال و رفتار به جامعه ضربه می‌زنند، در اثر جهل و حمق چراغ حق خود را خاموش می‌کنند و کاملا بی‌نصیب و دست تهی باقی می‌مانند!

محرومیت سفیهان و جاهلان از حق خویش موضوع بسیار مهمی است و دارای وسعت و گستردگی و ابعاد گوناگون می‌باشد و از همین رو ائمه دین (ع) به طور اختصاصی موضوع جهل و آسیب‌رسانی جاهلان را مطرح و مواریث فکری و آموزه‌های اجتماعی و سیاسی مهمی را به جوامع اسلامی انتقال داده‌اند.

در موضوع مزبور، کلام ذیل از حضرت امام علی النقی الهادی (ع) بسیار تأمل برانگیز و حاوی درس و پیام می‌باشد:

“الحمق السفیه یکاد ان یطفیء نور حقه بسفهه”

“سفیه و جاهل ذی حق، در اثر جهالت و سفاهت، چراغ حق را خاموش می‌کند.” (۱)

این روایت، در دل خود مفاهیم و مصادیق گوناگون درباره انواع حقوقی که جاهلان نسبت به هر کدام از آنها ذی حق هستند و در عین حال در اثر جهل و حمق، خود را از آنها محروم می‌کنند، ذخیره دارد.

بر مبنای این کلام از حضرت امام هادی (ع) می‌توان آنچه را که ابلهان و جاهلان می‌توانند به دست آورند و نمی‌آورند، برشمرد و درباره هر یک از آنها به تفکر و تعمق پرداخت.

“حق شناخت و معرفت” از جمله حقوقی می‌باشد که اهل جهل با آنکه ذی حق هستند و باید در مسیر کسب آن تلاش و فعالیت کنند، به قصور و غفلت گرفتار می‌آیند و از آن بی‌نصیب می‌مانند.

معرفت و شناخت، نیاز حیاتی کسانی است که به جهل و نادانی مبتلا می‌باشند و موجب رنج خویش و خانواده و افراد جامعه می‌گردند. در واقع، بیماری جهالت و سفاهت هیچ درمانی جز شناخت و بینش ندارد و قصور و مسامحه جاهلان نسبت به کسب شناخت و آگاهی است که آنان را بیمار و ناتوان ساخته و از حرکت و فعالیت‌های مفید بازداشته و به جای نفع رسانی به جامعه، آفت زایی و زیان رسانی می‌کنند.

قرآن کریم با زیبایی هر چه تمامتر انسان‌های فاقد شناخت و بصیرت را “کوردل”، و انسان‌های متصف به شناخت و بصیرت را “بینادل” معرفی می‌کند و آدمیان را مخاطب قرار می‌دهد که چرا درباره این حقایق و واقعیت‌ها نمی‌اندیشید تا راه یابید و نه گریز از خدا، که گریز به سوی خدا کنید.

به آیه مورد نظر، توجه کافی کنیم:

“هل یستوی الاعمی و البصیر افلا یتفکرون؟”

“آیا کور(دل) و بینا(دل) با هم برابرند؟ چرا نمی‌اندیشید؟” (۲)

کوری مورد نظر قرآن نه فقدان چشم سر، که فقدان چشم دل و عقل است که باعث عجز و ناتوانی در کسب حقایق الهی و اتصاف به ارزش‌ها و خصال والای اخلاقی و رفتاری می‌گردد.

همچنین بینایی مورد نظر قرآن نه داشتن چشم سر و دیدن محسوسات است، که بینایی قلب و عقل است که حاصل آن معرفت و شناخت نسبت به هستی و آفرینش و نظم و شگفتی‌هایی است که خالق یکتا آنها را وسیله‌ای برای دریافت بصیرت و دانایی قرار داده است.

قرآن کریم در آیه‌ای دیگر جهالت و سفاهت را به “ظلمت و تاریکی” تشبیه می‌کند و “معرفت و دانایی” را به “نور و روشنایی” همانند می‌سازند:

“هل تستوی الظلمات و النور”

“آیا ظلمت و تاریکی با نور و روشنایی مساوی و برابرند؟” (۳)

همچنان که ظلمت و سیاهی مانع حرکت دقیق و صحیح برای نیل به مقصد در تمام شئون حیات می‌گردد و آدمی را از تلاش و فعالیت سالم و همراه با بینش باز می‌دارد، نور و روشنایی زمینه ساز عزم و برانگیزاننده حرکت و همواره کننده راه برای رسیدن به هدف و مقصد می‌باشد.

در متون روایی اسلام نیز با تعابیر ژرف و تمثیل‌های آگاهی بخش، جایگاه شناخت و بصیرت نمایانده می‌شود و صاحبان این جایگاه و منزلت گرامی داشته می‌شوند و در نقطه مقابل، جهالت و سفاهت به شدت مذموم و زیان‌رسان معرفی می‌گردد و جاهلان و سفیهان عناصر ناسالم و زیانمند نمایانده می‌شوند.

در منابع غنی روایی آمده است:

“مومنان کسانی هستند که آنچه در پیش دارند بشناسند.” (۴)

می بینیم که در این روایت، یکی از مهمترین مشخصه‌های مومنان – که ایمان آوردندگان راستین و خالص و راسخ می‌باشند- شناخت و بصیرت نسبت به تمام اموری است که باید برای حیات اصلح و برتر به انجام برسانند. یعنی مومنان به دلیل ایمان زلال و مستحکم خود نسبت به خداوند متعال، به معرفت و شناختی دست می‌یابند که در پرتو آن در تمام فعالیت‌های فردی و اجتماعی و سیاسی می‌دانند که چه می‌کنند و در کدام مسیر است که گام می‌سپرند و چه شناختی نسبت به حقایق و واقعیت‌ها در ابعاد اعتقادی، فکری، عبادی، اخلاقی، تربیتی، اقتصادی، فرهنگی و سیاسی دارند و چسان وارد عرصه‌های فعالیت‌ها می‌شوند و با کدام معیار و محک به ارزیابی جریان‌های فکری و احزاب و جمعیت‌های سیاسی می‌پردازند.

چنین انسان‌های عاقل و مراقب، بیدار و هشیار، حقیقت یاب و ارزیاب، هرگز در دام جریان‌های فکری و سیاسی ماجراجو گرفتار نمی‌شوند و به جناح زدگی و فرقه گرایی متمایل نمی‌گردند و در هیچ شرایطی از قوانین جامعه اسلامی و معیارها و سنجش‌هایی که باید برای شناخت افراد و گروه‌ها به حیطه عمل در آورند فاصله نمی‌گیرند.

این بندگان فهیم و بصیر، نه در دام “التقاط فکری” می‌افتند تا اسلام ناب و زلال را با نظرات مغشوش مکاتب فلسفی غرب و شرق – که توسط اذناب و وابستگان آنان در داخل و به صورت جریان‌های به ظاهر دین گرا و آزاد اندیش تبلیغ می‌شود و همه آنها به آبشخور قدرت‌های استعماری غرب و شرق متصل می‌باشند – مخلوط و آلوده سازند، و نه در دام احزاب سیاسی و شعارهای به ظاهر مردمی و آزادیخواهانه و دموکراسی طلبانه آنان اسیر می‌شوند که به نام دفاع از “حقوق بشر” به دفاع از “حقوق غرب و آمریکا و انگلیس” می‌پردازند و برای سیطره فرهنگی و سیاسی و اقتصادی آنان بر جامعه و کشور و مردم ایران بسترسازی می‌کنند!

این بیداری‌ها و آگاهی‌ها همه در پرتو “معرفت و شناخت و بصیرت” به دست می‌آید و چنین معرفت و بینش دینی دارای ابعاد مختلف است و به دلیل حضور و نقش آفرینی آن در حوزه فکر و اندیشه، اخلاق و رفتار، فرهنگ و دانش، اجتماع و سیاست و اقتصاد، مومنانی جامع نگر می‌پرورد که در هیچ دامی از دام‌های گوناگون گسترده شده در مسیر آنان گرفتار نمی‌شوند.

در نقطه مقابل این ایمان آورندگان خالص و عاقل که در بلندای قله شناخت و بصیرت قرار می‌گیرند، قشری گرایان در ایمان و سطح اندیشان در باورها و تعالیم اسلامی هستند که به دلیل نداشتن ایمان زلال و راسخ به خدا از معرفت و شناخت اصیل نیز بی‌بهره می‌مانند و در نهایت به بیماری جهل گرفتار می‌شوند و برای جامعه انسانی آفت و آسیب به وجود می‌آورند. اینان بر خلاف مومنان راستین و بصیر و عاقل که نسبت به آنچه در پیش دارند دارای شناخت و آگاهی می‌باشند، نسبت به آنچه پیش روی دارند غافل هستند و فاقد بصیرت و معرفت می‌باشند (۵) و از آنجا که در پی پرسش و کنکاش و کسب دانش و بینش بر نمی‌آیند در بیراهه هلاکت قرار می‌گیرند (۶) و ملعبه دست جریان‌های سیاسی واقع می‌شوند و دنیا و آخرت خود را در خطر می‌افکنند، که اینان در اثر سفاهت و جهالت “حق معرفت و شناخت” و لذت و آرامش و بهره‌وری‌های ناشی از آن را رها کرده و به تعبیر حضرت امام هادی (ع) ذی حقی هستند که در اثر جهل و نادانی، چراغ حق خویش را با دست خویش خاموش می‌کنند.

پی نوشت ها:

۱٫ تحف العقول، ص ۴۰۳

۲٫ قرآن کریم، سوره انعام، آیه ۵

۳٫ سوره رعد، آیه ۱۶

۴٫ الحیاه، ج ۱، ص ۲۷۳

۵٫ غررالحکم، ج ۱، ص ۲۶۸

۶٫ کافی، ج ۱، ص ۴۰