دغدغه های رهبری پیرامون تشکیلات و اخلاق تشکیلاتی (۲)

96e14f031d362d09f8cf0b04c8b30526_L

یک تشکیلات واحد، اولین و واضح ترین معنایش این است که افرادی که در این تشکیلات کار می کنند به دنبال یک جهت واحدی، به دنبال گمشده ی واحدی می گردند،

آن هم با همکاری و همراهی و همگامی با یکدیگر. پس اخلاق تشکیلاتی یعنی اخلاق اسلامی؛ اخلاق تشکیلاتی یعنی اخلاق اسلامی منظم، یعنی چگونگی برخورد دو برادر، دو هم فکر، دو هم آهنگ، دو هم جهت.

اگر ما مجموعه مقررات و تکالیفی را که در اسلام هست، این ها را مانند اندام ها و اجزای یک ماشین در نظر بگیریم که دارد با یک نظم خاصی حرکت می کند، اخلاق چه موضعی دارد این جا؟ در یک دید خیلی سطحی، عرفی قابل فهم، اخلاق عبارت است از آن وسیله ای که موجب می شود این حرکت و هم آهنگی میان این اجزا بدون اصطکاک، بدون سائیدگی، بدون زیان و خسارت انجام بگیرد، این اخلاق است.

دو کار را اخلاق اسلامی کلا به ما تعلیم می دهد، یکی این که با خلق ها و خصلت ها و خوی های بد در خودمان دائما مبارزه کنیم و آنها را خنثی کنیم. دوم این که اخلاق نیک و فضائل را در خودمان به وجود بیاوریم و رشد بدهیم؛ هر دو کار باید به موازات انجام بگیرد. مثلا یکی از اخلاق های مذموم و پلید، عُجب است. عُجب یعنی چه؟ یعنی خود شگفتی. یعنی از خودمان راضی باشیم. عیبش این است که تا خیلی از خودمان متشکر شدیم، متوقعیم همه از ما متشکر باشند.

در رابطه با اخلاق تشکیلاتی، اصل همین است؛ بایستی جوری باشد که انسان منیّت های خودش را، آن خودمحوری ها را در قبال جمع کنار بگذارد. خودمحوری ها در چند خصلت بد خلاصه می شود: یکی همین عُجبی بود که گفتیم. همین خودشگفتی. این یکی از آن بدترین خصلت هاست. این را علاج کنید با مقایسه خودتان با کسانی که بهتر و بیشتر و موثرتر از شما کار می کنند. علاج کنید با بزرگ کردن عیوب کارتان در ذهن خودتان و بالاخره به هر کیفیتی، این حالت را در خودتان بشکنید، یکی این است.

یکی دیگر کِبر است، یعنی خود را بزرگ دیدن. اگر تکبر چیز خوبی بود، باید اجازه تکبر به پیامبران و به اولیای خدا داده می شد، در حالی که این کار نشده. خدا تکبر و خودبزرگ بینی را در چشم پیامبران زشت کرده. تواضع یعنی خود را فرونهادن، خود را در طبقات نازل قرار دادن و این ها هم عملا همین کار را کردند.