بررسی گفتمان اصول‌گرایی (قسمت دوم)

5c27a90b3ac4e2635a4bb0e6d14f86ff_L

در گفتمان اصول‌گرایی معیار واگذاری مسئولیت‌ها ، شایستگی بر اساس تخصص، دانش، تجربه، کاردانی، مدیریت، اهلیت و صلاحیت است. اصول‌گرایی مسئولیت را امانت الهی می‌داند و خود را در پیشگاه عدل الهی، مردم و نهادهای ذی‌ربط پاسخگو می‌داند.

شاخصه‌های گفتمان اصول‌گرایی
آن‌چنان که در مطالب قسمت اول این موضوع، از آن سخن به میان آمد، اصول‌گرایی یک گفتمان است که راهبردها و شاخصه‌های خاص خود را دارد و در چارچوب کلی این راهبردها و شاخصه‌ها عمل می‌کند؛ اما این که آیا همه گروه‌هایی که منتسب به جریان اصول‌گرایی هستند، در عمل به صورت کامل به همه این شاخصه‌ها پایبند هستند یا خیر، بحث دیگری است که مجالی جداگانه می‌طلبد. چرا که در این یادداشت در پی آن هستیم تا شاخصه‌های کلی گفتمان اصول‌گرایی را مورد بررسی قرار دهیم. شاخصه‌هایی که اگر از آن‌ها اطلاع داشته باشیم، خواهیم توانست عملکرد جریان‌هایی که داعیه اصول‌گرایی دارند را مورد داوری و نقد و بررسی قرار دهیم.
به‌طور‌کلی برای گفتمان اصول‌گرایی شاخصه‌های زیر را می‌توان برشمرد:

۱٫ اعتقاد به جامعیت دین در اداره جامعه
اصول‌گرایی معتقد است که اسلام برنامه ای جامع و عملی برای اداره جامعه در عصر کنونی دارد و جمهوری اسلامی بهترین شکل حکومت است که نظریات اسلام را در شکل و محتوای نظام اسلامی اعمال می‌کند. بر همین اساس است که با پیروی از حضرت امام خمینی(ره) در بیان «جمهوری اسلامی نه یک کلمه زیاد نه یک کلمه کم»، فقط به جمهوری اسلامی با این خصوصیات اعتقاد دارند.

۲٫ قانون‌گرایی
اعتقاد و التزام به قانون اساسی (در قالب یک مجموعه یک‌پارچه و نه قابل تفکیک که بتوان به بعضی از آن اعتقاد داشت و بعضی دیگر را رد کرد) به‌عنوان سند میثاق عمومی ملت و کارکرد قانون در اداره امور کشور را بایستی یکی از شاخصه‌های اصلی گفتمان اصول‌گرایی دانست. تمسک به قانون(حتی اگر قانون دارای اشکالاتی باشد)، نه تنها باعث نظم بخشیدن به اداره امور جامعه می‌گردد بلکه بسیار بیشتر از حالت بی‌قانونی یا قانون‌گریزی در رسیدن به اهداف، جامعه را کمک خواهد کرد.

۳٫ مردم‌سالاری دینی
مردم‌سالاری دینی گویای اعتقاد به لوازم مردم‌سالاری در اداره حکومت است. البته بدیهی است که وصف دینی در پایان واژه مردم‌سالاری به‌صورت نمایشی به کار نرفته است. بلکه برخلاف دموکراسی‌های غربی و در جوامع لیبرال که حرف مردم و سخن عرف، هر چه باشد پذیرفته است (حتی اگر خلاف تمام موازین اخلاقی باشد)، در مردم‌سالاری دینی، مردم در چارچوب دین و آموزه‌های دینی نظرات خود را اعمال می‌کنند. در انتخابات مشارکت می‌کنند، احزاب سیاسی رقابت می‌کنند و حق اکثریت نمود پیدا می‌کند. جمهوری اسلامی که مردم با رای نزدیک به اجماعی خود آن را برگزیده اند، قطعا با نظام‌های دموکراتیک غربی تفاوت‌های مبنایی دارد و اصول‌گرایی، به مردم‌سالاری که دینی باشد معتقد است.

۴٫ شایسته‌سالاری
در گفتمان اصول‌گرایی معیار واگذاری مسئولیت‌ها ، شایستگی بر اساس تخصص، دانش، تجربه، کاردانی، مدیریت، اهلیت و صلاحیت است. اصول‌گرایی مسئولیت را امانت الهی می‌داند و خود را در پیشگاه عدل الهی، مردم و نهادهای ذی‌ربط پاسخگو می‌داند.

۵٫ پذیرش نظارت عمومی
قبول داشتن مفهوم نظارت عمومی و تعمیم پرسش‌گری و مطالبه به عموم مردم، در جهت عمل به مفهوم متعالی امر به معروف و نهی از منکر است. اصول‌گرایی، پرسش مردم به عنوان چشم بینا از مسئولان و پاسخ گویی به آن‌ها را نه یک وظیفه، بلکه حق می‌داند.

۶٫ پذیرش عقلانیت و خرد جمعی
اصول‌گرایی با شیخوخیت و استبداد رای در تناقض است و به دنبال تدبیر و خرد جمعی است تا از این راه بتوان بهترین تصمیمات را اتخاذ کرد.

۷٫ التزام عملی به اصول و مبانی انقلاب اسلامی
علاوه بر اعتقاد، التزام عملی نیز جایگاه خاصی در اندیشه اصول‌گرایی دارد. اصول‌گرایی «ولایت فقیه» را بزرگ‌ترین میراث ماندگار امام و رهبری را نماد مردم‌سالاری دینی می‌داند و «آزادی» و «استقلال» و «نه شرقی و نه غربی» را به مثابه شعارهای راهبردی و آرمان‌های اصیل انقلاب اسلامی می‌داند.

۸٫ عدالت‌خواهی
اصول‌گرایی عدالت را از مهم ترین مطالبات می‌داند و عدالت را در همه ساحت‌های سیاسی، اقتصادی و اجتماعی می‌بیند و آن را مهم ترین راه برای مقابله با اشرافیت، فساد و تبعیض به حساب می‌آورد و پاک دستی و ساده زیستی و مراقبت از بیت المال را از نمادهای عدالت خواهی مسئولان به شمار می‌آورد.

۹٫ اعتدال و میانه‌روی
اصول‌گرایی با افراط گری و رادیکالیسم از سویی و تفریط و تحجر از سوی دیگر مخالف است. این مفهوم را هم در مسائل داخلی کشور ضروری می‌داند و در تصمیمات سیاست داخلی لازم الاتباع می‌بیند و هم در سیاست خارجی به بسط روابط دوستانه و مسالمت آمیز می‌اندیشد. بدیهی است که این اعتدال و میانه روی به معنای پای گذاشتن بر روی اصول و خط قرمزها نیست. چنان که در سیاست خارجی رژیم صهیونیستی تا ابد خط قرمز جمهوری اسلامی است و کشورهای مستکبر نظیر آمریکا نیز تا زمانی که مشی شان همانی باشد که تاکنون بوده است، جزو خطوط قرمز به شمار می‌روند. اعتدال در سیاست خارجی به معنای گسترش روابط متوازن با همه کشورهای دوست در سرتاسر دنیاست که از لازمه‌های یک میانه روی آگاهانه در مسائل سیاسی است.

۱۰٫ توجه بایسته به علم و دانش
اصول‌گرایی علم و دانش را از مهم ترین عوامل اقتدار می‌داند. اقتدار در هر کشوری باید درون زا باشد تا به قدرت کشور بینجامد و این اقتدار درون زا یعنی اقتداری که عواملی از داخل کشور باعث ایجاد آن گردند؛ نه این که حمایت‌های خارجی زمینه ساز آن بوده باشد. و چه عاملی از علم و دانش می‌تواند در ایجاد اقتدار درون زا، مهم تر و موثرتر باشد؟ از این روست که اصول‌گرایی به توجه به گسترش علم و دانش و فضای حوزه و دانشگاه اعتقاد راسخ دارد.

۱۱٫ تولی و تبری
دوست شناسی و دشمن شناسی از بنیان‌های اصلی اصول‌گرایی است. دوست و دشمن در داخل و خارج از کشور حضور دارند. در داخل گروه‌ها و جریان‌هایی که به اصل انقلاب وفادارند و در جهت اعتلای آرمان‌های انقلاب اسلامی حرکت می‌کنند، از هر گروهی که باشند از نظر اصول‌گرایی دوست محسوب می‌شوند و آنانی که در مسیر خواست دشمن گام بر می‌دارند دشمن شناخته می‌شوند. در خارج نیز کشورها و گروه‌هایی که در مبانی کلی با انقلاب اسلامی همسو هستند در هر جای کره خاکی که باشند دوست ما هستند و اگر در جهت مخالفت با آرمان‌های انقلاب اسلامی باشند، بی شک اصول‌گرایی آن‌ها را دشمن می‌پندارد و مبارزه با آن‌ها را (بسته به شرایط و موارد به طرق مختلف) لازم می‌داند.
علاوه بر آن چه تاکنون گفته شد که تفصیل کوتاهی از شاخصه‌های گفتمان اصول‌گرایی بود، رهبر معظم انقلاب نیز در دیدار با هیات دولت در ششم شهریورماه ۱۳۸۵ مواردی را به عنوان شاخصه‌های گفتمان اصول‌گرایی مورد اشاره قرار داده اند:

۱٫ عدالت خواهی و عدالت گستری
۲٫ فساد ستیزی (سلامت اعتقادی و اخلاقی مسئولان کشور)
۳٫ اعتزاز به اسلام
۴٫ ساده زیستی و مردم داری
۵٫ تواضع و نه غلتیدن در گرداب غرور
۶٫ اجتناب از اسراف و ریخت و پاش
۷٫ خرد گرایی، تدبیر و حکمت در تصمیم گیری و عمل
۸٫ مسئولیت پذیری و پاسخگویی
۹٫ اهتمام به علم و پیشرفت علمی
۱۰٫ سعه صدر و تحمل مخالف
۱۱٫ اجتناب از هواهای نفسانی
۱۲٫ شایسته سالاری، نظارت برعملکرد زیرمجموعه و تلاش بی‌وقفه برای این خدمات
۱۳٫ انس با خدا و قرآن و استمداد دائمی از خداوند.

آن‌چنان که در ابتدای یادداشت هم مورد تاکید قرار دادیم، معلوم است که آن چه در این سطور از آن سخن به میان آمد، شاخصه‌های گفتمان اصول‌گرایی است و نه اصول‌گرایان. چون همان گونه که برای مثال همه مسلمانان به همه دستورات اسلام عمل نمی کنند، طبیعی است که همه اصول‌گرایان به همه شاخصه‌های اصول‌گرایی پایبند نیستند. بیان این شاخصه‌ها، راهی است برای سنجش واقعی بودن اصول‌گرایی کسانی که خود را اصول‌گرا قلمداد می‌کنند.