بررسی گفتمان اصول‌گرایی (قسمت اول)

e45ccd1c0bf45be3d998a64c82246c0e_L

نقطه مقابل اصول‌گرایی، اصلاح طلبی نیست، بلکه لاابالی‌گری و نداشتن اصول است و نقطه مقابل اصلاح طلبی هم اصول‌گرایی نیست، بلکه افساد است که در این میان، راه صحیح، اصول‌گرایی اصلاح طلبانه است. ما باید ضمن حفظ اصول، روش‌هایمان را روز به روز اصلاح کنیم. این معنای واقعی اصلاح طلبی است، در حالی که اصلاح طلبی از نظر آمریکایی‌ها یعنی مقابله با اسلام و نظام اسلامی

 ماهیت کلی اصول‌گرایی

در سال‌های اخیر آن چه در افواه عموم از اصول‌گرایی سخن به میان می‌آید، گروهی سیاسی است که در واقع دنباله همان جریان راست سنتی هستند که در تغییر و تحولات اواخر دهه هفتاد همراه با چپ‌ها که از آن پس خود را اصلاح طلب خواندند، دیگر اصول‌گرا نامیده شدند. این حرف را نه می‌توان کاملا نادرست خواند و نه به تمامه درست و صحیح. اگر چه غالب اصول‌گرایان در واقع همان کسانی هستند که در دهه شصت راستی محسوب می‌شدند (و البته به علت بسیاری از راستی‌های آن زمان با تعاریف کلاسیک چپ و راست، امروزه کاملا چپ محسوب می‌شوند و عده ای هم برعکس)، اما اصول‌گرایی را باید کمی گسترده تر دید. اصول‌گرایی را باید بسیار فراتر از اقتضائات سیاست داخلی، در مقطعی خاص درک و تبیین کرد.

هر حرکتی دارای اصولی است که اساس و مبنای آن را تشکیل می‌دهند. اگر این حرکت انقلابی باشد که اسلامی بودن و حرکت بر مبنای اصول اساسی اسلامی را به عنوان هدف و آرمان خود بیان کند، در این حالت بیش از پیش توجه به اصول اهمیت می‌یابد. گرایش به اصول بنیادین و اولیه انقلاب اسلامی را می‌توان نقطه اساسی گفتمان اصول‌گرایی دانست. اصول‌گرایی معتقد است که باید هم‌چنان بر اصولی که برای آن انقلاب صورت گرفت پایبند بود و از این رو نشان می‌دهد که نظام جمهوری اسلامی کماکان دغدغه ارزش‌ها و آرمان‌های اسلامی را در دنیای کنونی دارد. به بیان دیگر، اصول‌گرایی تبیین گر جهت گیری نظام اسلامی در مقایسه و در برابر سایر نظام‌های فکری و رفتاری است. بدین ترتیب نظام اسلامی، نظامی مبلغ و مدافع اصول‌گرایی یا همان اسلام ناب محمدی به تعبیر امام خمینی(ره) است. از این رو اصول‌گرایی می‌تواند معیاری برای سنجش پایداری و ارتقای شاخص‌های هویتی جمهوری اسلامی به شمار آید.

اگر این گونه به اصول‌گرایی نگاه کنیم در خواهیم یافت که این گفتمان، به هیچ وجه در مقابل گفتمان اصلاح طلبی قرار نمی گیرد. آن چنان که رهبر معظم انقلاب در تبیین این مسئله می‌فرمایند: (( نقطه مقابل اصول‌گرایی، اصلاح طلبی نیست، بلکه لاابالی‌گری و نداشتن اصول است و نقطه مقابل اصلاح طلبی هم اصول‌گرایی نیست، بلکه افساد است که در این میان، راه صحیح، اصول‌گرایی اصلاح طلبانه است. ما باید ضمن حفظ اصول، روش‌هایمان را روز به روز اصلاح کنیم. این معنای واقعی اصلاح طلبی است، در حالی که اصلاح طلبی از نظر آمریکایی‌ها یعنی مقابله با اسلام و نظام اسلامی.))[۱]

گقتمان سازی مفهوم «اصول‌گرایی» به اواخر دهه هفتاد بر می‌گردد. در شرایطی که اصلاح طلبان، رقبای خود را با عناوین محافظه کار و اقتدارگرا با بار معنایی بسیار منفی تحجر و دگماتیسم مورد خطاب قرار می‌دادند، نسل جوان این جریان به بازیابی و بازسازی هویت آن شتافتند و با ابتکار گفتمان اصول‌گرایی، ضمن سلب مشروعیت از گفتمان اصلاح طلبی (که در آن سال‌ها در لباس اصلاح طلبی، به تجدیدنظر طلبی می‌پرداختند[۲])، اصول‌گرایی را به منزله اصل و متن انقلاب و نظام اسلامی بر آرمان‌های اصلی انقلاب اسلامی، امام خمینی و نظام اسلامی مبتنی سازد و بدین لحاظ اصول‌گرایی از یک شعار و گفتمان جناحی و سیاسی فراتر رفت و با اصول و مبانی نظام و انقلاب پیوند خورد.

نسل جوانی که گفتمان اصول‌گرایی را ارائه و پرورش دادند با گروه‌های همسو با جامعه روحانیت مبارز، که جناح راست یا راست سنتی نامیده می‌شدند، از این حیث تفاوت داشتند که رهبری و مدیریت فکری با نیروهای نسل دوم و سوم انقلاب بود که غالبا تحصیل کرده، نوگرا و دارای سوابق فعالیت در دفاع مقدس بودند و از روش‌های مرسوم و معمول جناح راست برای فعالیت سیاسی استفاده نمی کردند. ضمن این که دسته ای از نیروهای باسابقه و انقلابی کشور هم به شکل‌گیری اصول‌گرایی کمک کردند. نسل جوان تر این جریان، تحت تاثیر شکست‌های پیاپی از دوم خرداد ۱۳۷۶ تا خردادماه ۱۳۸۰ بدین ترتیب هویت و اندیشه‌های خویش را بازسازی و بازتعریف نمود و خود را اصول‌گرا نامید که وجه تسمیه آن اعتقاد و التزام عملی به جمهوری اسلامی، انقلاب اسلامی، آموزه‌های امام خمینی(ره) و وفاداری به مقام معظم رهبری، و در تقابل با زیر سوال بردن نظام، آرمان‌های انقلاب و امام خمینی(ره) از سوی جبهه دوم خرداد بود. اعتقاد به ولایت مطلقه، عدالت خواهی، تجلیل از دفاع مقدس و عوامل آن، حمایت از فقرا و قشرهای پایین جامعه، مخالفت با تجملات، مصرف گرایی و انباشت ثروت، طرفداری از بازتوزیع ثروت و … ذیل همین گفتمان قرار می‌گرفت که در تقابل با سیاست‌ها و اندیشه‌های دوره اصلاحات و حتی دوره سازندگی بود.

با توجه به مطالبی که تا‌کنون بیان شد، می‌توان این‌گونه خلاصه کرد که اصول‌گرایی یعنی تمسک به اصول اولیه و اصلی انقلاب اسلامی که هنوز موردنظر و خواست ملت می‌باشد و اصول‌گرا، کسی است که خود را مقید و پایبند به اصول و مبانی اولیه انقلاب اسلامی، جمهوری اسلامی، امام خمینی(ره) و مقام معظم رهبری می‌داند.

آن‌چه در قسمت اول از آن سخن گفتیم، تعریفی از ماهیت کلی اصول‌گرایی بود. در قسمت دوم ان‌شاءالله شاخصه‌های گفتمان اصول‌گرایی را مورد بررسی دقیق‌تر قرار خواهیم داد.



[۱] -۱۹اردیبهشت۱۳۸۴-دیدار با دانشجویان استان کرمان

[۲] . در سال‌های پس از دوم خرداد ۷۶، بسیاری از کسانی که ادعای اصلاح طلبی داشتند، در قامت اصلاح طلبی سعی در تغییر بسیاری از اصول اولیه انقلاب اسلامی و حکومت دینی داشتند که از این‌رو آنان را تجدیدنظر طلب می‌نامیدند. و الا همان‌گونه که در بیانات رهبر انقلاب مشاهده شد، اصلاح طلبی حقیقی و در چارچوب انقلاب، ضمن حفظ اصول اساسی، اصلاح اشکالات و انحرافات را مطالبه می‌کند و نه این‌که هم‌چون اصلاحات آمریکایی در پی اصلاح نظام اسلامی از اصول اسلامی و اولیه‌اش باشد.