بررسی گروه‌های حاضر در انقلاب اسلامی

ca2ba6a868d1dc8cd0fcb72369f9e823_L

اگر آمار زندانیان رژیم پهلوی را بررسی کنیم، خواهیم دید که از چه طیف های مختلفی به جرم فعالیت سیاسی علیه نظام شاهنشاهی به حبس محکوم شده بودند. از روحانیت اصیل انقلابی تا چپ های توده ای تا ملی گراهای لیبرال .

 هر حرکت بزرگی که در جامعه یا در هر گروهی رخ می دهد، ممکن است باعث وحدت گروه های مختلفی که با یکدیگر اختلاف سلیقه های جدی دارند بر سر آن موضوع گردد. مثلا در جریان یک رقابت ورزشی ملی افراد با سلایق مختلف که حتی تاب تحمل یکدیگر را برای لحظات کوتاهی نیز نداشته باشند، برای پیروزی و موفقیت در آن میدان، هم نظر شده و همه تلاش خود را به کار بندند. از این مثال ها بسیار می توان زد. انقلاب ها در کشورهای مختلف از همین اتفاقات وحدت آفرین اند. گروه های مختلفی که ممکن است دارای تعارضات جدی ایدئولوژیک و اعتقادی نیز باشند، در یک مساله آن هم نفی وضع موجود به توافق می رسند و همه در کنار هم برای بر هم زدن نظم فعلی تلاش می کنند، اگر چه در مورد نظم جایگزین اختلاف نظرهای فاحش دارند.

انقلاب اسلامی نیز از این قاعده مستثنا نبود. اگر آمار زندانیان رژیم پهلوی را بررسی کنیم، خواهیم دید که از چه طیف های مختلفی به جرم فعالیت سیاسی علیه نظام شاهنشاهی به حبس محکوم شده بودند. از روحانیت اصیل انقلابی تا چپ های توده ای تا ملی گراهای لیبرال. اگر چه سهم هر کدام از این گروه ها در پیروزی انقلاب اسلامی به یک میزان نبود ولی به هر حال در بررسی گروه های حاضر در انقلاب اسلامی باید به آن ها پرداخت:

۱٫ روحانیت

روحانیت که در واقع سردمداران انقلاب اسلامی از هنگامه اولین حرکات علیه رژیم پهلوی بودند، به رهبری حضرت امام خمینی (ره) در جریان مبارزات انقلابی توانستند چند اقدام مهم را در سیر حرکت های انقلابی ملت ایران انجام دهند:

الف) احیای اندیشه دینی: معرفی دین اسلام به عنوان یک دین پویا و دارای ایده برای تشکیل حکومت در قالب حکومت اسلامی و دوری از تحجر و سطحی نگری با عبرت گرفتن از واقعه عاشورا توسط حضرت امام خمینی (ره)

ب) سازماندهی روحانیت: امام خمینی (ره) توانستند،سازمان روحانیت شیعه را که در طول تاریخ همیشه ظلم ستیز بوده اند را در یک قالب منسجم سازماندهی کنند تا بتوان از این راه برای دست یابی هدف نهایی یعنی پیاده کردن احکام و شیوه حکومتی مورد نظر شارع اقدام کنند.

ج) گردآوری سایر گروه ها تحت رهبری روحانیت: به دست گیری عَلَم مبارزه توسط روحانیون و همراهی مردم با آن ها موجب می شد تا بسیاری از گروه های دیگر که داعیه اسلامی بودن داشتند نیز خود را با روحانیت هماهنگ کنند که این مسئله می توانست ضامنی برای جلوگیری از انحرافات بعدی باشد.

د) بسیج مردم: می توان گفت همراه کردن توده های ملت مسلمان با انقلاب جز توسط روحانیت ممکن نبود و این به خاطر اعتمادی بود که سال های سال مردم به روحانیت به عنوان امام جماعت و سخنران و واعظ داشتند. شبکه های اطلاع رسانی سیاسی که مقدمه هر بسیج سیاسی است نیز از این طریق قابل دست یابی و استفاده بود.

۲٫ جریان های چپ گرا

در سال های اوج انقلاب اسلامی و پیش از آن، اصطلاح چپ به جریان هایی گفته می شد که در مبانی فکری آن ها تمایل به شرق و دیدگاه های کمونیستی دیده می شد. مارکسیسم در ایران از دوران مشروطه ریشه دوانده و در سال های پس از سقوط رضاشاه بیشترین گسترش فعالیت را داشت.

الف) حزب توده: با اوج گیری انقلاب اسلامی و فعالیت شدید نیروهای خط امام، سردمداران حزب توده که به کشورهای بلوک شرق گریخته بودند، از همان جا شعار سرنگونی رژیم ضدخلقی پهلوی را سر می‌دادند. پس از شکل گیری انقلاب اسلامی، برای اولین بار توانستند به صورت رسمی اقدام به عضوگیری نمایند. در بادی امر هم حمایت کامل خود را از جمهوری اسلامی و رهبری امام خمینی(ره) اعلام کردند و کاملا مطابق اهداف انقلاب اسلامی عمل می کردند ولی کشف شبکه مخفی و نظامی این حزب و ارتباطات جاسوسی آن ها با «ک.گ.ب» شوروی باعث دستگیری اعضای ارشد آن و انحلال قدیمی ترین حزب ایران شد.

ب) سازمان مجاهدین خلق: این گروه که در ابتدای تشکیل در دهه چهل، با شعارهای اسلامی و پیروی از قرآن و نهج البلاغه و با رویکردهای نزدیک به چپ و با گرایش به عملیات نظامی مسلحانه علیه رژیم پهلوی تشکیل شده بودند، اگر چه بنیان گذاران آن اعتقادات اسلامی البته با ضعف در ایدئولوژی اسلامی داشتند ولی در سال ۵۳ با کودتای درونی و چرخش ایدئولوژیک، مارکسیسم را علم مبارزه خود قرار دادند. در جریان مبارزات علیه رژیم پهلوی بسیاری از اعضای این سازمان دستگیر شده و سران آن اعدام شدند. در ماه های منتهی به انقلاب که بسیاری از زندانیان سیاسی آزاد شدند، باقیمانده های این حزب هم دوباره آغاز به فعالیت کردند و البته این بار گرایشات اسلامی از خود نشان می دادند و حتی ادعای رهبری جریانی انقلاب اسلامی را داشتند. اما در ادامه فعالیت های سیاسی‌شان در سال ۶۰ به تعارض مستقیم با جمهوری اسلامی خوردند و به درگیری مسلحانه و ترور شخصیت های برجسته نظام روی آوردند و چندی بعد رسما همراه با رژیم بعث با جمهوری اسلامی جنگیدند.

۳٫ جریان راست

به گروه‌هایی که در عملکرد و نگرش به سمت غرب و نظام سرمایه‌داری تمایل داشتند طیف راست گفته می‌شد.

الف) جبهه ملی: این جبهه در ادوار حیات خود همواره نماد وابستگی و مذلت در برابر غرب و دربار بوده است. غایت کار جبهه ملی پس از انقلاب اسلامی، ایستادن در برابر حکم قرآنی قصاص و اعلام فتوای ارتداد از جانب امام خمینی(ره) بود که منجر به فرار اعضای آن به غرب شد.

ب) نهضت آزادی: اعضای نهضت آزادی اگر چه برای دوره ای حتی در بالاترین سطوح جمهوری اسلامی یعنی ریاست دولت موقت رسیدند و دبیرکل آن یعنی مهندس بازرگان به نخست وزیری دولت موقت رسید، اما هیچ گاه نتوانستند با انقلاب اسلامی کنار آیند. در این که روابط نزدیکی بین اعضای نهضت آزادی و آمریکا وجود داشته هیچ شکی نیست و علت آن هم علاقه به لیبرالیسم و دوست پنداری آمریکا بود. نهایتا در سال ۶۶ بود که حضرت امام خمینی(ره) در نامه ای ادامه فعالیت این گروه را غیرقانونی اعلام کردند.