عوامل شکل گیری انقلاب اسلامی

1b6069f7031f5df88e14909413a02435_L

از نظر سیاسی نیز نارضایتی مردم آن چنان بود که به وقوع انقلاب بینجامد. وابستگی گسترده رژیم پهلوی به نظام سلطه و سرسپردگی بی اندازه شان به غربی ها، چیزی نبود که برای ایرانیان عزت مند قابل پذیرش باشد.

از اولین روزهایی که انقلاب اسلامی ایران رنگ پیروزی به خود دید و با بر‌هم‌زدن پایه‌های نظام استبدادی ۲۵۰۰ ساله شاهنشاهی، نوع و ساختار جدیدی از حکومت را به عالمیان عرضه کرد، ذهن‌های کنجکاو تحلیل‌گران و اندیشمندان  به‌این‌سو معطوف شد که انقلاب اسلامی با این مختصات، چگونه توانست بر نظام پادشاهی با آن هیمنه فائق آید و چه عواملی باعث شکل‌گیری این انقلاب شد؟ پاسخ به این سوال نه تنها به شناخت عمیق‌تر از ابعاد وجودی انقلاب اسلامی کمک می کند بلکه به پیداکردن نگاه تحلیلی درباره اتفاقات حساس و پر‌اهمیتی که در این سال‌ها در منطقه غرب و جنوب غرب آسیا در حال رخ‌دادن است و نام «بیداری اسلامی» بر خود گرفته است خواهد انجامید.

به طور کلی در علوم سیاسی، وجود چهار عامل عمده را برای بروز یک انقلاب ضروری می دانند که معمولا اثرات آن را در هر انقلابی می‌توان مشاهده کرد:

  1. نارضایتی عمیق از شرایط موجود
  2. پذیرش اندیشه یا اندیشه‌های جایگزین (ایدئولوژی انقلاب)
  3. روحیه انقلابی. منظور از روحیه وضعی است که سبب اعتماد به نفس در افراد می شود، آن ها بی توجه به اقدامات سرکوب‌گرانه یا رفرمیستی (اصلاح‌گرانه) تنها به پیش‌برد انقلاب می‌اندیشند و در راستای هدف خود که واژگونی رژیم موجود و بنای ساختار سیاسی نوین است گام بر‌می‌دارند.
  4. وجود و نقش‌آفرینی ساختارهای سیاسی- اجتماعی در رهبری انقلاب

وجود فقط بعضی از این عوامل در یک انقلاب می تواند باعث شود تا آن حرکت به سرانجام مطلوب انقلابیون برسد. اما می توان ادعا کرد که انقلاب اسلامی هر چهار عامل را به صورت کامل دارا بوده است که در کمتر انقلابی دیده می شود.

نارضایتی عمیق مردم از شرایط موجود به وضوح در رفتار مردم در سال های منتهی به انقلاب مشاهده می شود.

از نظر فرهنگی اقدامات متعدد رژیم پهلوی در گسترش فرهنگ غربی با محوریت ترویج فساد و فحشا (در قالب برنامه های مستهجن در رادیو و تلویزیون ملی، فیلم های مبتذل و سخیف در سینماها، افزایش فعالیت مراکز رسمی می گساری و فحشا و …) و یا اهمیت دادن بیش از حد به ایران باستان و تلاش برای جایگزینی فرهنگ باستانی ایران به جای فرهنگ اصیل اسلامی مردم (که نشانه های آن در اقداماتی چون تغییر تاریخ رسمی کشور از هجری به شاهنشاهی قابل مشاهده و برداشت است) و شاید از همه مهم تر، مشکلات عدیده ای که در برابر شعایر اسلامی که بخش اعظمی از هویت اصیل ملت ایران را تشکیل می دهد منجر به این نارضایتی گسترده مردم می شد. ممانعت از فعالیت آزاد روحانیت، برگزاری بسیاری از هیات ها، ممانعت از فعالیت با حجاب زنان در بسیاری از ادارات و … را     می توان به عنوان مصادیق این -مسئله برشمرد.

از نظر اقتصادی اگرچه در ظاهر با گران شدن به یکباره نفت در بازارهای جهانی حجم درآمدهای دولت بسیار بالا رفت و در نتیجه آن در ظاهر باید اوضاع اقتصادی جامعه بسیار بهتر می شد، اما برخورداری از این پیشرفت اقتصادی شامل حال آنانی می شد که ارتباطی با دربار داشته باشند یا به واسطه دیگری از این بهبود اوضاع استفاده کنند و الا سطح زندگی قاطبه مردم آن چنان بود که می توان درصد بسیاری از آن ها را زیر خط فقر نامید. این کم برخورداری و فشارها به مردم وقتی بیشتر می شد که خود را در مقایسه با وابستگان به دربار می دیدند، بی عدالتی اقتصادی بیشتر از فقر مردم را آزار می داد.

از نظر سیاسی نیز نارضایتی مردم آن چنان بود که به وقوع انقلاب بینجامد. وابستگی گسترده رژیم پهلوی به نظام سلطه و سرسپردگی بی اندازه شان به غربی ها، چیزی نبود که برای ایرانیان عزت مند قابل پذیرش باشد. پیروی    بی چون و چرا از تصمیمات کشورهای غربی که باعث می شد حتی سفرای آن کشورها برای خود چنین شانی قایل باشند که به پادشاه این مملکت امر و نهی کنند، نشانگر وابستگی گسترده ای بود که باعث ایجاد نارضایتی جدی در میان مردم می شد. در کنار این استبداد گسترده نظام پهلوی و فضای اختناق ایجاد شده در جامعه نیز مزید بر علت می شد تا مردم به صورت جدی احساس نارضایتی کنند. حضرت امام خمینی(ره) چند ماه قبل از پیروزی انقلاب در مصاحبه ای درباره علل شکل گیری انقلاب اسلامی و گسترش دامنه انقلاب در جامعه به همین مساله اشاره        می کنند و می فرمایند: ((جزیره ثبات و آرامش ایران همراه با اختناق بود . هر اختناقى انفجارى را به وجود مى ‏آورد   اختناق همگانى به دنبالش انفجار همگانى است .

مردم از هر جهت در فشار بودند ؛ همه انتظار خروج از این فشار را داشتند ؛ و همه امیدشان رفتن شاه شده بود . … این حالت اختناق و رنج عمومى در زمان این شاه بیشتر شد . جهات متعدده‏اى پیش آمد که مردم به شدت در رنج بودند . سازمانیها [ساواکیها] و سایر مراکز و عمال دولتى ، چنان با مردم رفتار کردند که براى همه یک عقده شد، و این عقده عمومى شد ؛ به طورى که همه منتظر یک نیشتر بودند که این عقده بشکافد و همه بیرون بریزند . این عقده را روحانیت بیرون ریخت . … همه مردم در حال انفجار بودند ، همه منتظر بودند . این حالت استبدادى ، انفجار را به فعلیت رساند ؛ قیام روحانیت باعث انفجار شد.)) ( مصاحبه با محمد حسنین هیکل ، نویسنده وروزنامه ‏نگار مصرى‏ در روز دوم دی ماه سال ۱۳۵۷ در نوفل لوشاتو )

در کنار این عامل مهم یعنی نارضایتی جدی مردم از فضای کشور، می توان وجود عوامل دیگر را به چشم دید. ایدئولوژی انقلاب اسلامی از آن چنان عمق و بستری برخوردار بود که بتواند در ذهن مردم به جایگاه جایگزینی شرایط موجود بینجامد. هم چنین روحیه انقلابی و تحمل ناپذیری نظام پهلوی آن چنان گسترده شده بود که تنها راه انقلاب کردن را پیش پای مردم  بگذارد. ساختارهای سیاسی- اجتماعی موجود در جامعه و در راس آن ها روحانیت برای روحانیت آن گونه بود که نه تنها مورد پذیرش مردم قرار گرفت، بلکه به تسریع روند فعالیت های انقلابی مردم انجامید.

همه این اتفاقات و ویژگی ها در انقلاب اسلامی ایران موجود بود ولی در بسیاری از کشورها ممکن است این اتفاقات شکل بگیرد اما آن چه باعث پیروزی این انقلاب شد، آن چیزی است که باعث شد تا این انقلاب با همه انقلاب ها متفاوت باشد یعنی «اسلام». شهید بزرگوار استاد مطهری(ره) نیز درباره علت پیروزی انقلاب اسلامی به این مسئله اشاره می کنند و می گویند: (( از نظر ما این انقلاب ، اسلامی بوده است .  راز موفقیت نهضت ما در این بوده است که نه تنها به عامل معنویت تکیه داشته بلکه دو عامل دیگر _ مادی و سیاسی _ را نیز با اسلامی کردن محتوای آنها در خود قرارداده است .))

در طول تاریخ حرکت های اصلاح گرانه بسیاری در مقابل مفاسد و تبعیض ها آغاز گشته است، اما تنها انقلابی که توانسته باشد در چنین ابعادی به موفقیت برسد و تا این حد استمرار یابد، انقلاب اسلامی ایران بوده است و دقیقا همین مساله است که بسیاری از دانشمندان و تحلیل گران را به کنجکاوی درباره علت های شکل گیری چنین انقلابی می کشاند.