شیوه های موثر امر به معروف و نهی از منکر قسمت چهارم

6bce2a63dc5dc111808118bf84847343_L

در قسمت نهایی به شش نکته آخر اشاره می نماییم

نکته شانزدهم: همه عیبها را یکجا نگوییم

در نهی از منکر و انتقاد سعی کنیم که طرف را به رگبار نبندیم. اگر مادری از تحصیل دخترش ناراحت است، هنگام تذکر نگوید:در درس عقب مانده ای، در خیاطی بد دوختی، غذا را شور کردی و… این گونه نهی از منکر برای بسیاری از افراد قابل تحمل نیست.

اسلام در مدت ۲۳سال دستورات خودش را به مردم اعلام کرد.

نکته هفدهم: باز سازی روانی (امید دادن)

گاهی انسان گنهکار خود را بدبخت و محروم می پندارد و با خود می گوید:

« چون قامت ما برای غرق است            در کم و زیاد چه فرق است »

این گونه افراد هر روز به گناه بیشتری گرفتار می شود. کسانی که نهی از منکر می کنند، باید این افراد را باسازی کنند. به آنها از عفو الهی و از پذیرفتن توبه و لطفی که خداوند به توبه کنندگان دارد، بگوید. خاطراتی از توبه کنندگان بازگوید،تا گناهان او را به یاس نکشاند. باید به او تذکر داد یاس از گناهان کبیره است. باید به او شخصیت داد. گذشته های او را فراموش کرد. به یاد داشته باشیم خود ما نیز امثال این خلافها را داشته ایم و خداوند آنها را نادیده گرفته است.آری! می توانیم از طریق یک مهمانی،اردو یا سفر،هدیه، ملاقات،نامه ،یا کتاب،استدلال و با ایجاد یک رابطه عاطفی و با منطق، در افراد زیادی اثر بگذاریم. جرمهای آنان را نادیده بگیریم. می توانیم با تکریم و احترام ، شخصیت متزلزل فرد را باسازی کنیم و او به راه حق راهنمایی نماییم.

نکته هجدهم: شیوه تغافل

یکی از زمینه های انجام خلاف آن است که انسان احساس کند، در جامعه آبرو و کرامت ندارد عذرش پذیرفته نمی شود و کسی به سخن او اعتماد نمی کند. دراین صورت احساس حقارت و بی آبرویی او را به هر گناهی میکشاند.دردستورات اسلامی توصیه شده است،گاهی انسان خود را به غفلت بزند و تظاهر کند. به این معنا که من متوجه گناه تو نشدم. تا از این طریق کرامت و شخصیت افراد شکسته نشود.

قرآن می فرمایید: برادران یوسف که پس از ده سال او را دیدند ونشناختند به یوسف گفتند ما قبلا”برادری داشتیم به نام یوسف که دزد بود. یوسف خود را به تغافل زد و هیچ نگفت که، آن برادر من هستم و چرا به من نسبت دزدی می دهید.

برای اینکه خلافکاران گستاخ نشوند و حریم ها شکسته نشود گاهی باید خود را به تغافل زد، یعنی اگر از گناه و فسادکسی با خبر شدیم آن را به رخ او نکشیم  و چنان وانمود کنیم که خبر نداریم تا زشتی کار همچنان بماند وقبح کارهای بد از میان نرود.

نکته نوزدهم: تشویق و ترغیب

تشویق موجب رغبت و دلگرمی و نشاط و تحرک می شود وانسان را به تلاش مضاعف وا می دارد. انسانی که مورد تشویق قرار می گیرد احساس آرامش و رضایت خاطر و اعتماد به نفس می کند و برای جدیت بیشتر وتحمل دشواریها آماده می گردد. برعکس اگرمورد نکوهش یا ناسپاسی قرارگیرد دلسردی و بی رغبتی می شود و احساس حقارت و ضعف می کند. تشویق، حس خود پسندی وحب ذات را اقناع میکند، شیوه های تشوییق بسیار متنوع است، گاه نگاهی تشویق آمیز و گاه سخنی زیبا و دلگرم کننده و زمانی دادن هدیه یا حتی برخورد تحسین آمیز می تواند مشوق خوبی برای افراد باشد.

نکته بیستم:گفتن خوبیها

درانتقاد ونهی از منکر،تنها نقطه ضعف رامطرح نکنید.از خوبی ها نیز بگویید.هنگام نهی از منکر،ابتدا قوت را بگویید سپس تذکر دهید. مثلا”،کسی که این کمالات را دارد چرا این منکر را انجام  می دهد؟”

نکته بیست و یکم: استفاده از هنر های مختلف

منظور از شیوه هنری در امربه معروف ونهی ازمنکر آن است که در بسیاری از موارد می توان با استفاده مثبت از هنری،ارزش های الهی را تبلیغ کرد و راه ها و روش های نفوذ ورسخ منکر درزندگی و اجتماع را به مخاطبین یادآور شد. می توان از راه ساختن فیلم، قصه گویی، شعر و … معروف ومنکر را بشناسانیم و خطر آلوده شدن به مفاسد وپیمودن راه فاسدان را یاد آورگردیم. نقش هنر مجسمه سازی خود توانست مردم را منحرف کند ولی باید توجه داشت از این ابزار به راحتی می توان درگسترش فرهنگ وتفکر امر به معروف ونهی از منکر و همگانی نمودن این فریضه الهی استفاده نمود.

زیبا گویی،فصاحت و بلاغت بهترین شیوه برای جذب و جلب مشارکت همگانی دراحیاء امر به معروف است.یکی از نامهای قرآن، احسن القصص است. قصه گویی یک هنر است و در قرآن ۲۵۰ قصه واقعی وجود دارد.