عامل بودن/ پرهیز از تجسس – قسمت (۲)

1f77879b610476cf4577162eb46bba35_L

فقها در این زمینه چندان دقت‏ نظر و احتیاط به خرج مى ‏دهند که نه تنها گناه نهانى را مشمول امر به معروف و نهى از منکر نمى‏ دانند،

بلکه معتقدند اگر ترک واجب یا ارتکاب منکر نیز آشکار باشد، اما از سر جهل به موضوع صورت گرفته باشد، باز امر به معروف و نهى از منکر واجب نیست؛ براى مثال امام خمینى، در این باب مى‏گوید: «اگر فاعل [منکر] جاهل به موضوع باشد، انکار او و رفع جهلش واجب نیست؛ مانند آن‏که نماز را از سر غفلت یا فراموشى نخواند و یا بر اثر جهل به موضوع، مسکرى نوشد (تحریرالوسیله، ج ‏۱، ص ‏۴۶۶، م ۴). البته این مسئله ناظر به موارد عمومى یا جزئى است، اما جایى که مسئله حیاتى باشد، دیگر نمى‏توان سکوت کرد؛ بنا بر این در امر و نهى، هم باید ترک واجب یا ارتکاب منکر، آشکار باشد و هم فاعل و تارک دچار فراموشى یا غفلت و یا جهل به موضوع نشده نباشد، وگرنه جایى براى اجراى این فریضه نیست؛ از این‏رو، باید این تلقى نادرست را که امر به معروف و نهى از منکر، گونه ‏اى فضولى در کار دیگران و تجسس و دخالت در امور شخصى افراد است، کنار گذاشت و براى رفع این پندار ناروا کوشید. امر به معروف و نهى از منکر، هیچ نسبتى با تجسس و فضولى در کار دیگران ندارد و اگر هم بتوان نسبتى برقرار کرد، نسبت تضاد است.
در این ‏جا تنها یک استثنا وجود دارد و آن ‏هم بازرسى، بررسى و مراقبت از کردار و اعمال مدیران سازمان‏ها و مؤسسات است. بر اساس همین رویکرد است که امام على (‏ع) از مالک‏اشتر مى‏خواهد کارهاى زیردستان و کارگزاران خود را زیر نظر داشته باشد و از طریق فرستادن منهیان و مراقبان، مانع تخلفات احتمالى آنان گردد. در این مورد ایشان پس از آن‏که دستور مى‏دهد تا کارگزاران براساس توان و شایستگى انتخاب شوند، مى‏فرماید: «بر کارهاى آنان مراقبت کن و جاسوسى راست گو و وفاپیشه بر ایشان بگمار که مراقبت نهانى تو در کارهایشان، و وادارکننده آنها به رعایت امانت و مهربانى بر رعیت باشد» (نهج‏ البلاغه، نامه ۵۳).