عامل بودن/ پرهیز از پرده ‏دری – قسمت سوم

ae7d3bea3c07ccb94f647576b4b676d2_L

امام على‏ (علیه السلام)نیز پس از آن ‏که مسلمانى به گناهی که مستوجب حد بود، اعتراف کرد، خشمگین شد و فرمود:

«چه‏ قدر زشت است که یکى از شما مرتکب این‏ گونه فحشاها مى‏ شود و سپس در برابر همگان خود را رسوا مى‏ کند! چرا در خانه‏ اش توبه نکرد؟ به خدا سوگند، توبه ‏اش میان خود و خدا، برتر از اجراى حد بر او به‏ وسیله من است». (فروع کافى، ج ‏۷، ص‏ ۱۸۸) بنابراین نه تنها مرتکب گناه، حق ابراز آن را ندارد، بلکه دیگران نیز حق ندارند که گناه پنهان کسى را آشکار و عیان سازند و آن را منتشر کنند. قرآن کریم نیز، در این باب تهدید سنگینى کرده است (سوره نور/ آیه ۱۹).
رعایت ظواهر و پایبندى به اصول اخلاق اجتماعى، مسئله ‏اى است و اخلاقى زیستن در نهان و داشتن خشیت الهى، مسئله دیگرى است. امر به معروف و نهى از منکر در پى تأمین مسئله نخست است. بر این اساس، هرگونه پرده‏ درى و افشاگرى درباره گناهان نهان، خود نوعى منکر و مستوجب مجازات است.
نوشته اند: روزى خلیفه دوم بر منبر خود با صحابه رسول ‏خدا (صلی الله علیه و آله) مشورت کرد و پرسید: «اگر امام به چشم خویش منکرى بیند، آیا سزاوار است که بر عامل آن حد بزند»؟ گروهى گفتند: «روا بود». (کیمیاى سعادت، ج ۶، ص‏ ۱۵)
امام على‏ (علیه السلام)نیز پس از آن ‏که مسلمانى به گناهی که مستوجب حد بود، اعتراف کرد، خشمگین شد و فرمود: «چه‏قدر زشت است که یکى از شما مرتکب این‏ گونه فحشاها مى‏شود و سپس در برابر همگان خود را رسوا مى‏کند! چرا در خانه‏اش توبه نکرد؟ به خدا سوگند، توبه ‏اش میان خود و خدا، برتر از اجراى حد بر او به‏ وسیله من است»
معلوم می شود اینها فقط مسئله مجازات را مد نظر داشتند، گویى که هدف اصلى مجازات و تنبیه مجرم است. حال آن ‏که واضع قانون، که خداوند علیم و حکیم است، اهداف دیگرى را نیز براى آن در نظر گرفته است که مهم ‏ترین آنها، حفظ سلامت جامعه و حفظ ظاهر آن است. امام على (علیه السلام)که در آن ‏جا حضور داشت، این پاسخ را نپسندید و اعلام داشت: «خداوند متعال خود، شرط اجراى این‏ گونه حدود را گواهى دو شاهد عادل قرار داده است و به شهادت امام که خود یک ‏نفر است، نمی شود   استناد کرد که بتواند با گواهى خود حدى را اجرا کند». «این کارى است که خداى عزوجل در دو عدل (دو نفر شاهد عادل) قرار داده است و یک تن کفایت نمی کند. همچنین خداوند تعالی روا نداشته است که امام به علم خویش در این جا، عمل کند، بلکه بر او واجب نموده که از آن چشم فرو پوشد» (کیمیاى سعادت، ج ۶، ص‏ ۱۵).