عامل بودن/ پایبندی آمر و ناهی به گفته‏ های خود – قسمت چهارم

1f77879b610476cf4577162eb46bba35_L

عمده فقیهان این شرط را جزو شرایط وجوب ندانسته و گفته اند که چون این فریضه واجب توصلی است و قصد قربت در آن شرط نیست. … .

این همه تأکید، نشان از نقش پایبندى آمر و ناهى به گفته‏ هاى خود دارد؛ لذا امام اگر چندان به شروط دیگر اشاره نمى‏کند، اما بر این یک شرط، سخت پاى مى فشارد و آن را لازمه امر به معروف و نهى از منکر مى‏شمارد؛ زیرا که بدون این شرط، امر و نهى تنها فریادى در برهوت آن هم بدون ‏کم‏ترین اثرى خواهد بود. البته مقصود آن نیست که نباید به امر و نهى زبانى پرداخت، بلکه این هم نیز لازم است. اما اگر در پى تأثیر باشد، از باب «دوصد گفته چون نیم کردار نیست»، باید جلوه ‏اى از معروف‏ ها باشد. اگر به امر به معروف و نهى از منکر، از منظرى کلان و به عنوان اساس دعوت اسلام، بنگریم، آن ‏گاه اهمیت و موقعیت این شرط و لزوم آن آشکارتر مى‏گردد. به گفته مرحوم صاحب جواهر: بر کسى که به نصوص (آیات و روایات) احاطه یافته است، مخفى نماند که مقصود از امر به معروف و نهى از منکر، واداشتن به آن، از طریق ایجاد معروف و دورى گزیدن از منکر است، نه سخن تنها» (جواهر الکلام فى شرح شرائع ‏الاسلام، ج ‏۲۱، ص ۳۸۱) پس اگر حقا شرطى را باید براى امر به معروف گذاشت، همین شرط است ولی باید توجه کرد که مقصود از این شرط، شرط تأثیر است.