چرا باید کار فرهنگی کرد؟ / قسمت (۳)

64bbfaf26f556ccaafd5729a1d3e079f_L

پنجم:

قبل از انقلاب برای تربیت دینی فرزندان به حاکمیت و دستگاه های آموزشی و حتی مدارس امیدی نبود و هر کس دلش می سوخت خودش کاری می کرد. مسجد،هیات و تکیه محل ; کانون اصلی تربیت جوانان و نوجوانان محسوب می شدند و نتیجه آن شد که نسل انقلاب و دفاع مقدس رشد کردند و تربیت شدند.

اما کم کم دچار روزمرگی و تکرار شدیم ، از عمق به سطح آمدیم و رسالت های تربیت دینی فرزندانمان را به عهده مسولان دستگاه ها و ارگان های حاکمیتی گذاشتیم و از قضا کمی دچار خسران شدیم.

به تدریج فرهنگسراها رقیب مساجد شدند و معلم و عموها و خاله های تلویزیون و کاپیتان تیم ورزشی جای مربی را گرفت .

کار فرهنگی یعنی تربیت نسلی مشابه نسل اول انقلاب و رزمندگان دوران دفاع مقدس.

ششم:

اگر شما طلبه هستید و امام جماعت هیچ مسجد و مدرسه و اداره ای هم نیستید و اگر تنها سالی یک بار آن هم در محرم برای تبلیغ به یک روستا می روید قطعا به مرور زمان و در دراز مدت کمی نگران خواهید شد که نقش بایسته و شایسته ای در محیط اطرافتان ندارید و وظیفه ای که برای آن لباس روحانیت بر تن کرده اید را به درستی انجام نداده اید.کسی که دین خدا را تبلیغ می کند گاهی باید دیده شود در هیاهوی تبلیغات ضد فرهنگی موجود و تغییر غلط ذائقه آدم ها ، چه بسا این روزها خیلی دیده نمیشوند و گاه حتی به حاشیه رانده می شوند.

پس چاره چیست؟ شاید شما هم شنیده باشید که یکبار از کسی که ادعای پیامبری کرد معجزه خواستند و او از درخت خواست جلو بیاید!

وقتی درخت جلو نیامد گفت: من پیامبر متواضعی هستم اگر درخت جلو نمی آید خودم به سراغ او خواهم رفت.

کار فرهنگی یعنی همین:پیامبر متواضع شدن