قلمروهای مخاطب شناسی/ قسمت چهارم

e533c4b8d2d2d3798f3271c35ca6e050_L

شناخت مخاطب، در حوزه‌ها و قلمروهای متفاوت انجام می‌پذیرد. باید از جنبه‌های مختلف نسبت به شناسایی مخاطب همت نمود و بر اساس نتایج شناخت و متناسب با حوزه‌ها و قلمروهای آن در رفع کاستی‌ها کوشید، برخی از مهمترین حوزه‌های آن را مورد بررسی قرار می‌دهیم.

م) سطح معلومات و میزان فهم فراگیران
پیامبر اسلام(صلی الله علیه و اله) در حدیث شریفی می‌فرماید:‌ «کلموا الناس علی قدر عقولهم با مردم به اندازه دانایی و عقلشان سخن بگویید.» در جای دیگر می فرماید:‌» ما پیامبران توصیه شده‌ایم که به اندازه خود مردم با آنان سخن بگویید» و شاعر فارسی زبان می گوید: « هر سخن جایی و هر نکته مکانی دارد» و لزوماً یکی از ارکان سخن، سخن گفتن به قدر منزلت و به میزان آگاهی و دانایی مخاطب است. برخی از سرگروه ها بدون آگاهی از سطح فهم و معلومات قبلی متربیان به تربیت و آموزش می‌پردازند؛ یعنی بدون شناسایی مخاطب این کار را انجام می دهند. این سهل انگاری، باعث بروز یکی از دو مشکل زیر می‌شود:
۱– سطح تربیت فراتر از سطح درک، معلومات و توانایی‌های متربیان انجام می‌پذیرد.
۲-  سطح تربیت فروتر از میزان بینش، سطح نگرش و اندیشه متربیان صورت می‌گیرد.
در هر صورت این تعلیم و تربیت ، ناکارامد است؛‌ زیرا سطح درک مخاطب را نادیده انگاشته است. برای آگاهی از سطح درک مخاطبان و میزان معلومات آنان،‌ می توان یکی از دو شیوه زیر را به کار گرفت:
الف) مربیان می توانند سابقه تربیتی مخاطبان را از مسئولان تربیتی قبلی گرفته تا از چگونگی رشد تربیتی آنان مطلع شوند.
ب) مربیان می‌توانند با طرح چند پرسش در آغاز هر دوره، به میزان رشد تربیتی مخاطبین پی ببرند. یا با طرح پرسشنامه‌های مشترک، از سطح آگاهی آنان مطلع شوند. طرح این گونه پرسش‌ها که «ارزشیابی تعیینی» یا «رفتار ورودی»‌ نام دارد، مورد توصیه روان شناسان تربیتی است .
البته تنها در مسایل تربیتی نیست که آگاهی از میزان رشد مخاطب ضرورت دارد. گاهی مربی یا سرگروه  بدون توجه به عمق آگاهی متربیان، درباره مسایلی سخن می‌گوید اما به دلیل ارائه سطحی آن با اعتراض متربیان مواجه می‌شود. در هر صورت مسایل باید با میزان معلومات و سطح نگرش مخاطبین متناسب و همراه باشد.
ی) تفاوت‌های فردی
متربیان در خانواده‌ها، شرایط و محیط متفاوت پرورش می‌یابند،‌ تغذیه امکانات رفاهی متفاوتی دارند و از نظر بهره هوشی یکسان نیستندو همه‌ این امور تفاوت‌های فردی را دامن می‌زند. متأسفانه بسیاری از سرگروه ها در تعلیم و تربیت به تفاوت‌های فردی توجهی نشان نمی‌دهند و دوست دارند همگی یکسان رشد کنند و یک گونه، ثمر دهند.اگر این امر امکان پذیر بود،  همه آنها می بایست مشاغل مشابه، تحصیلات مشابه ،‌ کارآیی مشابه و‌ اخلاق مشابه می‌داشتند. اساساً‌ راز پویایی جامعه انسانی در تفاوت‌های ذهنی، شغلی، سلیقه‌ای و در یک کلمه، در تفاوت‌های فردی نهفته است. تفاوت های فردی یعنی این که:
بعضی از متربیان از نظر هوشی متوسط و برخی‌ قوی هستند.  برخی روحیه‌ای آرام و مطیع دارند و بعضی ناسازگارند.
بعضی اجتماعی و برخی گوشه گیر و منزوی هستند. بعضی با صرف وقت کمتر ثمرات بیشتری می دهند و برخی با صرف وقت زیاد خیلی با بار نمی نشینند. بعضی از تکرار درس خسته می‌شوند و بعضی نیاز به تکرار دارند.
از این رو لازم است مربیان و سرگروه های تربیتی به محورهای ذیل دقت بیشتری نمایند.
۱-    با دقت در رفتار متربیان ، مشاوره با آنان و بهره گیری از اطلاعات تربیتی، حداقل به برخی از تفاوت‌های فردی مخاطبین دست یابند.
۲-    با توجه به بهره‌ هوشی ، استعدادها و قابلیت‌های مخاطبین، برنامه های آموزشی و مطالعاتی را برگزار نمایند.
۳-    با عنایت به سطح متعارف مخاطبان به ارایه مسائل تربیتی بپردازند.
۴-    بر اساس تفاوت‌های فردی به تشویق و تنبیه مبادرت نمایند و … .