نقش مسجد در برقراری ارتباط جوانان با اهل بیت

d2dae432e2439a24c29ca3519b6a479f_L

در فضایی که دستیابی به حقیقت و دین بسیار سخت شده و جوانان کمتر به سمت خدا و دین می‌آیند، باید فضایی فراهم آورد تا جوان قادر باشد به راحتی به معارف اهل بیت راه یافته و از آن استفاده نمایند؛

از آن‌جا که دسترسی لحظه‌ای مانند رسانه، کتاب یا حتی شرکت در مراسم خاص مانند محرم یا … کافی نیست، بلکه باید به طور مداوم این ارتباط با معارف باشد به همین دلیل ابن سینا می‌فرماید: برای توجه بندگان به خدا و  فراموش نکردن او  لازم  است تا این یاد خدا برای آن‌ها تکرار شود و خداوند به همین دلیل عبادات را در پنج نوبت قرار داد. [١] بهترین راه برای تداوم بخشیدن ارتباط جوانان به اهل بیت و دین، مسجد است که از پایگاه‌های بزرگ اسلام بوده و از صدر اسلام مورد توجه پیامبر واقع شده است. تا آن‌جا که پیامبر بعد از ورود به مدینه شروع به ساخت مسجد نمودند. «لَمَسْجِدٌ أُسِّسَ عَلَى التَّقْوى‏ مِنْ أَوَّلِ یَوْمٍ»[٢]

همه‌ی روان‌شناسان در این نکته متفق القول‌اند که ما بین بحران تکلیف و جهش ناگهانی احساسات مذهبی، ارتباط وجود دارد. به گفته‌ی «دبس»، در این اوقات، نوعی بیداری مذهبی حتی نزد کسانی که سابقاً نسبت به مسایل مذهبی لاقید بودند، دیده می‌شود[٣] از همین رو در صدر اسلام، جوانان زودتر از بزرگ سالان به دین مقدس اسلام گرایش پیدا کرده و ایمان ‌آوردند. «…عَلَیْکَ بِالْأَحْدَاثِ فَإِنَّهُمْ أَسْرَعُ إِلَى کُلِّ خَیْر… »[۴]

این خصوصیت جوانی باید غنیمت شمرده شود و جوانان را به سمت مسجد و دین جذب نمود؛ زیرا اگر در این کار کوتاهی کنیم این حس دینی مورد سوء استفاده قرار گرفته و از همین مسیر دشمنان آن‌ها را به انحراف می‌کشانند به همین دلیل در روایات وارد شده «بَادِرُوا أَوْلَادَکُمْ بِالْحَدِیثِ قَبْلَ أَنْ یَسْبِقَکُمْ إِلَیْهِمُ الْمُرْجِئَه»[۵]

نخستین گام در جذب جوان به سمت دین و خدا، مرتبط کردن جوان با مسجد است تا از این مسیر در معرض دین و معارف اهل بیت قرار گیرد. در مورد این مرابطه با خدا و اهل بیت، پیامبر گرامی (صلی الله علیه و آله و سلم) در توصیه به ابوذر، آخرین آیه سوره آل‏عمران را تبیین و مصداقش را مشخص می‌کند. آیه پایانی سوره آل‏ عمران چنین است: (یَأَیُّهَا الَّذِینَ ءَامَنُواْ اصْبرُِواْ وَ صَابِرُواْ وَ رَابِطُواْ وَ اتَّقُواْ اللَّهَ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُون) [۶]. اصل «ربط» به معنای بستن، و «رباط» به معنای ملازمت و مواظبت بر کاری است. مرابطه مصادیق فراوان نظامی، اجتماعی و… دارد،[٧]  مانند انتظار بعد از نمازی برای فرارسیدن وقت نماز بعدی، آمادگی و پا به رکاب بودن در راه خدا، مرزداری و محافظت از مرزها و آمادگی دائم برای صیانت از حدود و ثغور اسلامی و ایجاد رابطه با آحاد و افراد جامعه. بارزترین و کامل‏ترین مصداق مرابطه، ارتباط با اولیای دین و امامان معصوم(علیهم‌السلام) است.[٨] همانطور که در احادیث وارده از ائمه معصومین (علیهم‌السلام) آمده است: «عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) فِی قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ- اصْبِرُوا وَ صابِرُوا وَ رابِطُوا قَالَ‏ اصْبِرُوا عَلَى الْفَرَائِضِ‏ وَ صابِرُوا عَلَى الْمَصَائِبِ‏ وَ رابِطُوا عَلَى الْأَئِمَّهِ(علیهم السلام)‏»[٩] و بارزترین مصداق ارتباط با اولیای دین و امامان، رفتن به مراکز مذهبی و انس گرفتن با عبادات دینی است. [١٠]  از این رو رسول اکرم(صلی الله علیه و ­آله و سلم) فرمود: «وَ کَثْرَهُ الِاخْتِلَافِ إِلَى الْمَسَاجِدِ فَذَلِکُمُ الرِّبَاط». [١١]

از میان کسانی که در راستای برقراری ارتباط جوانان با مسجد فعالیت دارند، نقش روحانی از همه مهم‌تر است و نقش ویژه‌ای را ایفا می‌کند، روحانی نباید متعلق به یک طیف خاص و گروه خاصی باشد، روحانی باید طوری عمل نماید که معتمد همه مردم محل باشد، حتی جوانی که خط فکری او با روحانی یکی نیست، روحانی را یک فرد اهل انصاف بداند. مقام معظم رهبری در این باره می‌فرمایند: «روحانى [باید] طورى مشى کند و طورى عمل نماید که حتّى آن دانشجویى که از لحاظ مشى و فکر سیاسى و به قول معروف خط و ربط، این روحانى را قبول ندارد، بگوید انصافاً آقاى خوبى است. اگر جایى درد دلى، یا مشکل روانى‏اى، یا عقده‏یى در ذهن و فکرش داشته باشد، باز مى‏بیند که این آقا ملجأ است. چنانچه یک‏وقت بخواهد نماز درستى بخواند، پشت سر این روحانى برود و در مسجد نماز بخواند».[١٢]

یکی دیگر از راهکارهای مرتبط نمودن جوانان به مسجد مشارکت دادن جوانان در کارها و تصمیمات مسجد است پیامبر(صلی الله علیه و ­آله و سلم) در کارهایى که از طرف خدا فرمان مخصوصى صادر نشده و کار به خود امت واگذار شده بود، گاه و بی­گاه پیامبر با مردم مشورت مى‏کرد و حتى در مواردى رأى دیگران را بر نظر خود مقدّم مى‏داشت. در جنگ احد پیامبر (صلی ­الله­ علیه ­و آله ­و سلم) شورایى تشکیل داد ودرباره اینکه براى جنگیدن از مدینه بیرون بروند یا در مدینه سنگر بگیرند مشورت نمود. نظر شخص پیامبر(صلی ­الله­ علیه ­و آله ­و سلم) و عدّه‏اى دیگر سنگربندى در مدینه بود. ولى اکثر جوان‏هایى که از یاران پیامبر(صلی الله علیه و ­آله و سلم) بودند به بیرون رفتن از مدینه تمایل نشان دادند و گفتند: یا رسول‏ اللّه(صلی الله علیه و ­آله و سلم) ما تابع شما هستیم ولى چون از ما نظر خواستید عقیده ما بیرون رفتن است.

در اینجا پیامبر(صلی الله علیه و ­آله و سلم) رأى جوانان پرشور و مؤمن را بر رأى دیگران و حتى بر رأى خود مقدّم داشت و سلاح برداشت و عازم جبهه نبرد شد. جالب این که فرمان «وَ شاوِرْهُمْ فِی الْأَمْر»[١٣]  پس از شکست احد نازل شد و با اینکه به خاطر عمل به طرح اصحاب، مسلمانان در جنگ احد شکست خوردند ولى خداوند فرمان مى‏دهد: باز هم با آنان مشورت کن. [١۴]

ایشان در فعالیت‌های دینی و کارهای تبلیغی نیز از جوانان استفاده می‌کردند. پیامبر(صلی الله علیه و ­آله و سلم) پیش از هجرت به مدینه، جوانى به نام «مصعب» را مسئول تبلیغ اسلام در مدینه کرد. او جوانى بسیار زیبا از خانواده‏اى بسیار مرفّه بود که در مکه دور از چشم بستگان به حضرت ایمان آورد. والدین تمام امکانات حتى لباس او را گرفتند. او پلاسى به دور خود گرفت و محضر پیامبر اکرم آمد و وفادارى خود را به اثبات رساند و در جنگ احد جزء یاران حضرت شهید شد. [١۵]

این منش پیامبر(صلی الله علیه و ­آله و سلم) برای اهل مسجد باید درس باشد به طوری که فعالیت در مسجد نباید انحصاری شود چون مسجد برای یک گروه خاصی نیست، «وَ أَنَّ الْمَسَاجِدَ لله» [١۶] و باید از جوانان مستعد استفاده کرد زیرا این کار باعث جذب جوانان به مسجد می‌شود؛ چون جوان به خاطر شرائط سنی ویژه­ای که در آن قرار دارد دوست دارد که دیده شود و در فعالیت‌ها شرکت نموده و اظهار نظر نماید و اگر این رفتار را از اهل مسجد ببیند مشتاق شده که با این مکان در ارتباط باشد.

پانوشت‌ها

[١] شرح اشارات و التنبیهات، طوسی، نصیر الدین، قم، نشر بلاغت، اول، ١٣٧۵ش، ج٣، ص٣٧٢.

[٢] توبه/١٠٨.

[٣] بررسی مسایل جوانان، سبحانی‌نیا، محمد، قم، بوستان کتاب، اول، ١٣٨٧ش، ص۶١.

[۴] بحار الأنوار، مجلسى، محمد باقر، بیروت، دار إحیاء التراث العربی، دوم، ١۴٠٣ ق، ج٢٣، ص٢٢۶.

[۵] الکافی، کلینى، محمد بن یعقوب بن اسحاق، تهران، دار الکتب الإسلامیه، چهارم، ١۴٠٧ ق، ج۶، ص۴٧.

[۶] آل عمران/٢٠٠.

[٧] مجمع البیان فى تفسیر القرآن، طبرسى، فضل بن حسن،‏ تحقیق: محمد جواد بلاغى، تهران‏، انتشارات ناصر خسرو، سوم،١٣٧٢ ش‏، ج٢، ص٩١٨. التبیان فى تفسیر القرآن‏، طوسى، محمد بن حسن،‏ تحقیق: احمدقصیرعاملى‏، بیروت،‏ دار احیاء التراث العربى، اول‏، ج٣، ص٩۵.

[٨] تفسیرتسنیم، جوادی آملی، عبدالله، قم، اسراء،پنجم ١٣٨٩، ج١۶، ص٧٧٠.

[٩] کافی، ج٢، ص٨١.

[١٠] سیره رسول اکرم در قرآن، جوادی آملی، عبدالله، تحقیق: واعظی محمدی، حسن، قم، اسراء، پنجم، ١٣٨٧ش، ج٩، ص٣۴۴.

[١١] بحار الانوار، ج٧۴، ص٨۶.

[١٢] بیانات در دیدار با اعضاى شوراى مرکزى نمایندگان ولى فقیه در دانشگاه­هاى کشور و مسئولان دفاتر نمایندگى، ٨/٧/۶٩.

[١٣] آل عمران/١۵٩.

[١۴] سیره پیامبر با نگاهى به قرآن کریم، قرائتى، محسن، تهران، مرکز فرهنگى درس­هایى از قرآن‏، سیزدهم، ١٣٨٩ش، ص٢٧.

[١۵] همان، ص۴١.

[١۶] جن/١٨.