راه‌های اصلاح اخلاق در اندیشه علوی

139410021104003376769974

آیت‌ا… جوادی آملی می‌نویسد: حضرت علی (ع) می‌فرماید: یاد حق آب زندگانی است و جانی که به یاد حق، زنده است آباد است و همیشه میوه می‌دهد: «تُوتی أُکلها کلّ حینٍ».

به گزارش خبرگزاری صالحین تهران بزرگ ، آیت‌ا… جوادی آملی می‌نویسد: حضرت علی (ع) می‌فرماید: یاد حق آب زندگانی است و جانی که به یاد حق، زنده است آباد است و همیشه میوه می‌دهد: «تُوتی أُکلها کلّ حینٍ». تشریح و تبیین نامه‌ها و جملات مولای متقیان علی (ع) در کتاب گرانسنگ نهج البلاغه، به عنوان چراغی فروزان و تابناک در بسیاری از امور فردی و اجتماعی بوده و راهگشای امور اخلاقی و اعتقادی تمام مسلمانان است. صاحب تفسیر تسنیم، آیت‌ا… جوادی آملی نیز در بیان و بنان خود بسیار بر آن تأکید داشته و دارد. پند و نصیحت یکی از شیوه‌های بسیار کارآمد در تربیت نسل جوان و نوجوان قلمداد می‌شود که اگر با دقت و ظرافت خاصی و در زمان مناسبی به کار رود آثار شگرفی را به‌دنبال خواهد داشت. انس و صمیمیت در گفتار یا به نوعی رفاقت والدین با فرزندان یکی از شیوه‌های زیبا در ارتباط گیری با آنان محسوب می‌شود که امیرمومنان علی (ع) در نامه معروفی که برای فرزندش امام حسن (ع) یا ابن حنفیه مرقوم داشته، چنین کتابت فرمودند: تو پاره تن منی، اگر خیر یا آسیبی به تو برسد گویا به من رسیده، من در آستانه افول و مرگم و می‌خواهم آنچه را در مکتب حق آموختم و آنچه از تجارب گذشته‌ اندوختم برای تو بازگو کنم، تو این وصیت تعلیمی و تربیتی مرا بپذیر: من تو را به تقوای خدا دعوت می‌کنم.

تقوا نوری است که انسان را از بردگی رذائل رها می‌کند و از هر هلاکتی حفظ می‌‌نماید: می‌ فرماید: تو را وصیت می‌کنم که جانت را به یاد حق آباد کنی، ذکر حق بر لب و یاد او در دل باعث حیات دل است، یاد حق آب زندگانی است و جانی که به یاد حق، زنده است آباد است و همیشه میوه می‌دهد و جانی که از یاد خدا غافل است مخروب و و یران است، جان ویران هرگز بار نمی‌دهد، انسان غافل در حال غفلت یا برده شهوت خواهد شد یا بنده غضب و کینه و انتقام و سر انجام در پرتگاه حیوانیت سقوط می‌کند. به ریسمان الهی بیاویز. «حبل» ریسمانی است که یک طرف آن به جایی بسته باشد و طرف دیگر آن به دست کسی باشد که نیازمند به آویزه است تا با چنگ زدن به آن بالابرود. قرآن، حبل خداست و درجاتی که دارد، علمی که به انسان می‌آموزد، راه‌های عملی که فراسوی انسان قرار می‌دهد طنابی است که یک سوی آن به سمت خداست و سوی دیگرش مردم، بشر با هر درجه‌‌ای از درجات قرآن انس بگیرد و بر اساس آن بفهمد و به حکم آن عمل کند به این ریسمان، چنگ زده و به همان میزان بالا آمده است، علم و عمل تار و پود این ریسمان است. چه عامل ارتباطی قوی‌تر از عامل ارتباطی خدا است؟ به چه کسی می‌خواهی مرتبط بشوی؟ خودت که در معرض زوالی، دیگری نیز دستخوش زوال است، به هر موجودی بخواهی تکیه کنی آن هم در بستر مرگ است و با هر موجودی بخواهی مرتبط باشی دستخوش تحول و دگرگونی و زوال است، هیچ رابطی قوی‌تر از رابط بین تو وخدا نیست زیرا هیچ قدرتی همانند قدرت خدا نیست او با این ربط، علوم و معارف را از یک سو، سجایای اخلاقی را از سوی دیگر می‌بخشد تو نیز از آن بهره می‌گیری. حال که با این ریسمان ارتباط برقرار کردی:

جانت را با پند و اندرز زنده نگه‌دار

نگذار جانت در اثر غفلت بمیرد

«أحْی قلبک بالموعظه»: موعظه «جذب الخلق إلی الحقّ» است، کششی است که در انسان پیدا می‌‌شود و او را به سمت فضیلت‌‌های الهی سوق می‌دهد. عاملی که این کشش را ایجاد می‌کند واعظ، و شخصی که این کشش در او پیدا می‌شود متّعظ است. می‌‌فرماید: با کشش به سمت «الله» جانت را زنده نگه‌دار، نگذار روحت بمیرد، روحی که کار را برای طبیعت می‌کند، روح مادیگرا ومرده است زیرا طبیعت بی‌جان نمی‌‌تواند هدف بشر باشد، انسانی که طبیعت را رها می‌‌کند و قبل از آن، طبیعت و دنیا او را رها می‌کند شایسته نیست که به طبیعت دل ببندد. در اثر بی‌رغبتی به عالم طبیعت دشمن درونی را از بین ببر؛ آن گرایش به طبیعت را، که گردنت را در غُل و پایت را در سلسله می‌کند، بمیران و جنبه‌ای که تو را به ابد سوق می‌هد احیا کن. جانت را با یقین تقویت نما، انسان شکاک ضعیف است؛ در معارف دین شک نکن، بدان که تو مسافری، نبودی و آمدی و سپس خواهی رفت، به همان دلیل که به دلخواه خود نیامدی به دلخواه خود نیز نمی‌روی در این میان، راه را به تو نشان داده‌اند و از تو خواسته‌اند که راه صحیح را برگزینی، تو خود در انتخاب راه مختاری. جان و شبستان روحت را با چراغ حکمت روشن کن. شناخت مبدأ و معرفت پایان عالم، شناخت رسولان، شناخت وظیفه، کمال و رشد انسانی و عمل به آنها حکمت است.